«نوشتند كه احمدینژاد در هیات دولت موقع ناهار یك ظرف غذا هم برای حضرت (امام زمان) روی میز میچینه! [یا] احمدینژاد در دوره شهرداری مسیر حركت كاروان حضرت از مكه به تهران را پیشاپیش آسفالت كرده است.» جملات فوق قسمتی از نوشته محمود احمدینژاد رئیسجمهور است كه سحرگاه دیروز یعنی ساعت 20/4 صبح آن را در وبلاگ شخصی خود منتشر كرده است. احمدینژاد آخرین نوشته وبلاگ خود را اختصاص داده به انتقادهایی كه همواره از ابتدای ریاست جمهوری متوجه او بوده و در روزهای اخیر شدت گرفته است. انتشار فیلم معروف دیدار احمدینژاد با آیتالله جوادیآملی در سال نخست ریاستجمهوری او كه احمدینژاد در آن به هاله نوری كه هنگام سخنرانی در سازمان ملل اطراف او را فراگرفته، اشاره …میكند، موج انتقادات را متوجه او كرد. اگرچه غلامحسین الهام سخنگوی دولت صحت این فیلم را تكذیب كرد، اما رئیسجمهور از همان زمان از سوی برخی روحانیون، علما و چهرههای سیاسی بهشدت مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفت. پس از آن نیز ادبیات خاص رئیسجمهور سبب تداوم اعتراضات شد. تكیه احمدینژاد بر امدادهای الهی و غیبی بهخصوص از سوی امام زمان(عج) كه در اكثر سخنرانیهای او در جمع مردم شهرهای مختلف كشور در سفرهای استانی صورت میگرفت نكتهای نبود كه مورد اعتراض روحانیون و چهرههای سیاسی و مذهبی باشد اما برخی اظهارات او از قبیل سخنانی كه سال گذشته در دیدار با استادان دانشگاه امیركبیر ایراد كرد حجم انتقادات را نسبت به او افزایش داد. رئیسجمهور در جمع اساتید این دانشگاه هنگامی كه یكی از استادان از او پرسید این درست است كه دولت با امام زمان(عج) در ارتباط است، پاسخ داد: «ما با خود خدا ارتباط داریم.» اظهارات اینچنینی در سخنان رئیسجمهور در مناسبتهای مختلف زیاد به چشم میخورد، اما اوج این انتقادات به ماههای اخیر بهخصوص از وقتی كه گرانیها افزایش یافته بازمیگردد. اغلب منتقدان وضع موجود در اظهارنظرات خود ضمن انتقاد از دولت، به موضوع امام زمان(عج) اشاره كردهاند. در سخنان اكثر آنها این اعتراض وجود دارد كه نباید بار مسوولیت مشكلات و گرانیها را از دوش خود برداشت و امام زمان(عج) را مقصر همه مسائل دانست. آنها همچنین از وارد كردن مقدسات مردم در مسائل اجرایی انتقاد كردهاند.
از آخرین انتقادات صورت گرفته در این زمینه میتوان به اظهارات اخیر حسن روحانی نماینده مقام رهبری در شورای عالی امنیت ملی اشاره كرد. روحانی كه به مناسبت سالگرد ارتحال امام در سمنان سخن میگفت با تاكید بر لزوم تكیه بر «خویشتن» و تلاش برای پیشرفت گفت: «نمی شود دست روی دست گذاشت و گفت كه كشور، كشور امام زمان(عج) است. چرا بار مسوولیت خود را روی دوش امام زمان(عج) میاندازیم؟»
نكتهای كه روحانی به آن اشاره میكند پیش از این بارها و بارها از سوی سایر شخصیتهای سیاسی نیز بیان شده است. حجتالاسلام اسدالله كیانارثی، عضو شورای مركزی مجمع روحانیون مبارز نیز كه پیش از این نماینده مجلس هم بوده در آخرین اظهارنظر خود كه روز گذشته ابراز شد با انتقاد از برخی ادعاها در رابطه با ارتباط با امام زمان(عج) گفت: «كسی كه مقدسات مردم را وارد مسائل اجرایی كند و با اعتقادهای مردم بازی كند عمل خلافی انجام میدهد و با این كار شأن مقدسات را تنزل میدهد.»
او میافزاید: «آن چیزی كه در طول تاریخ شیعه برای همه روشن بوده این است كه فردی كه به دلیل روح زلال و صفای باطن و تلاش و سلوكی كه داشته و توانسته به نحوی ارتباطی با امام زمان(عج) داشته باشد كمتر آن را بیان كرده است و آن فردی كه كمتر اطلاعات در این زمینه دارد بیشتر ادعا میكند.»
روحانی نیز در قسمتی دیگر از سخنان خود هنگامی كه به برخی فعالیتها برای خروج روحانیت از صحنه اشاره میكرد از عوامفریبی در خصوص ادعای ارتباط با امام زمان(عج) انتقاد كرد و گفت: «یك عده شیاد شروع كردهاند كه ما صبحانه را با امام زمان(عج) بودیم و ظهر در فلانجا با امام زمان(عج) نماز میخواندیم و حالا هم برای بعضی امور میگویند كه آقا فرموده، ما قبلا در اینباره با شنیدن كلمه آقا ذهنمان به سوی رهبری میرفت ولی حالا میبینیم كه داستان دیگری است و آنها وقتی میگویند آقا یعنی امام زمان(عج) و این بازی برای خارج كردن علما از صحنه است.» اما صریحترین انتقاد از احمدینژاد توسط مهدیکروبی بیان شد که وقتی وی اوایل امسال در جمع روحانیون مشهد از عنایت امام زمان(عج) به دولت سخن گفت، این پرسش را مطرح کرد که با این اظهارات آیا باید مردم تورم و مشکلات اقتصادی را به آن حضرت متوجه کنند؟احمدینژاد تاكنون در برابر انتقاداتی كه در این زمینه میشد، سكوت اختیار كرده بود. اما به نظر میرسد وسعت و عمق انتقاد از رئیسجمهور شدت یافته چراكه او تصمیم میگیرد در وبلاگ شخصی خود به این موضوع بپردازد. وبلاگ شخصی رئیسجمهور جایی است كه او معمولا توجیه تئوریك و نظری تصمیمات و سخنان خود را در آن منعكس میكند؛ اظهاراتی كه معمولا آنها را در سخنرانیهای رسمی یا در جمع مردم بیان نمیكند. احمدینژاد در مقام دفاع از خود به برخی اظهارات و گفتههای امام خمینی استناد كرده است. احمدینژاد در وبلاگ خود مینویسد: «او [امام خمینی] سیاست را هم از منظر معنوی میدید، دست «خدا» را بالاتر از همه دستها به وضوح میدید و هرچه میشد و میكرد به «خدا» و عالم بالا نسبت میداد. انقلاب را كار «خدا» میخواند، جملههای او با «خدا» آغاز میشد، میگفت قلب مردم را «خدا» منقلب كرد، خرمشهر را «خدا» آزاد كرد، ابرقدرتها به اذن «خدا» نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهی میخواند زیرا فتح به دست اوست.
در معجزه طبس كه توفان شن، جنگندههای مهاجم آمریكایی را نابود كرد و دقیقا آنگاه كه دوست و دشمن، مشغول تفسیرهای صرفا سیاسی و نظامی از ماجرا بودند او صریحا اعلام كرد كه آن شنها مامور خدا بودند.
جملاتی كه او نقل قول مستقیم از خدا كرده است، همگی به اراده «خدا» اشاره دارد و نه امداد غیبی.»
او در ادامه نوشته خود كه نقل قول مستقیم از امام نمیكند میگوید: «…[امام] همه جا نام مبارك ولی خدا، حضرت صاحبالامر(عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب و آن كه این انقلاب را باید تحویل او بدهیم بر زبان میآورد، پیروزیهای جبهه را به نام آن حضرت به ثبت میرساند و پیشرفت انقلاب و اقبال دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و برپا كننده عدل جهانی مینامید و انقلاب خود را مقدمه انقلاب جهانی ایشان میدانست.» احمدینژاد در اعتراض به منتقدین خود مینویسد: «برای من جالب و در عین حال مایه تاسف بود كه چگونه یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام(ره) با وسعتی عجیب و تحریفهایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت!» او ادامه میدهد: «اینان، همان سیاستمداران و قدرتمدارانی هستند كه اگر مذهبی هم باشند، جهانبینی مذهبی ندارند و تنها از ادبیات مذهبی استفاده میكنند، والا اگر همچون خمینی كبیر، توحید افعالی را پذیرفته بودند، ولایت تكوینی حضرت ولیعصر(عج) به اذن خدا را مورد تمسخر قرار نمیدادند و هالههای نور را نه فقط در گوشهای از عالم انكار نمیكردند، بلكه عالم را سراسر غرق در نور عنایت و تدبیر خداوند میدیدند.»
احمدینژاد در ادامه باز هم به كسانی كه «هاله نور» را تكذیب میكنند و آن را نمیبینند اشاره میكند و مینویسد: «همانگونه كه آن روز، برخی گروههای سیاسی، این طرز تعبیر [تعابیر امام (ره)]را مصداق ارتجاع و خرافه مینامیدند امروز نیز كسانی، دیگر حتی هالهای از نور هم نمیبینند، خداوند را از محاسبات سیاسی خود كنار گذاشتهاند و میخواهند خود صاحب و مالك انقلاب باشند، حال آنكه در منطق خمینی بزرگ، صاحب اصلی انقلاب، حجت خدا و تودههای مردم بودند.»
احمدینژاد در بخش دیگری از نوشته خود به موضوع گرانیهای اخیر اشاره میكند و باز هم مسوولیت گرانی را از دوش خود و دولتش برمیدارد: «نوشتند كه احمدینژاد در هیات دولت موقع ناهار، یك ظرف غذا هم برای حضرت روی میز میچیند! احمدینژاد در دوره شهرداری، مسیر حركت كاروان حضرت از مكه به تهران را پیشاپیش آسفالت كرده است! احمدینژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران شدن برنج را، محصول مدیریت حضرت و تصمیم ایشان دانسته است! و این در حالی بود كه من چندبار گفتهام كه برخی گرانیها و نه همه آنها اتفاقا محصول مدیریت پنهان و ائتلاف مافیایی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی كه گفتم و كار كسانی است كه پس از سه سال، هنوز هم رای مردم را فصلالخطاب ندانسته و به اراده مردم در انتخابات ریاستجمهوری نهم تسلیم نشدهاند و از مردم و دولت، یكجا انتقام میگیرند.»
او در حالی كه باز هم «بر وجود موانع ساختاری و سیاسی و مافیایی تاكید میكند، مینویسد: «این دولت هرگز ضعفها و خطاهای احتمالی خود را در عرصه سیاست یا اقتصاد به پای امام و والاتر از او حضرت ولیعصر (عج) ننوشته و صادقانه بر وجود موانع ساختاری و سیاسی و مافیایی تاكید میكند.»
او در ادامه در حالی كه قوه قضائیه را متهم میكند، ندیدن هاله نور را عجیب و عیب میداند و مینویسد: «متاسفانه آنان كه مسوول رسیدگی و اجرای عدالتاند نیز اصل وجود مفسدین اقتصادی را منكر میشوند و گویا پیام هشت مادهای رهبری را هم شعاری و عوامفریبی میدانند! مشاهده نور خدا در عالم سیاست و در فتوحاتی كه پیاپی در لبنان، فلسطین تا عراق و ایران و حتی در نیویورك، به نفع ارزشهای انقلابی و اسلامی واقع میشود، برای آنان كه در دامان فرهنگ توحیدی امام خمینی پرورش یافتهاند و برای نسل انقلاب چیز عجیبی نیست بلكه ندیدن این هالههای نور است كه عجیب و عیب است.»
AU-TABRIZ.BLOGFA.COM
كانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز
آیا آقای احمدی نژاد می تونه ادعاهای خودش رو نسبت به تهمت هائی که به انجمن حجتیه زده اثبات کنه ؟؟؟؟؟؟
خداکنه که بتونه ……………….
مولوي يه داستان داره در مورد يه خانوم خونه و يه كنيز ويك الاخ و يك كدو و يك ….اين داستان تبديل به يك ضرب المثل شده است.اگر اين اقا راستگو باشد كه من به شدت به ان شك دارم، حكايتش حكايت همون داستانه.اين آقا با ابواب جمعيش خون مردمو تو شيشه كرده و داره يه طبقه سرمايه دار ديگه رو علم ميكنه كه داستاناشون داره كم كم از طرف خودشون لو ميره اونوقت دم از امام زمان ميزنه.از كوزه همان تراود كه در اوست.
مرگ بر احمدی نژاد
به نظر بنده درست شدن کشور ایران و این حکومت فقط باید فرهنگ مردم ومسئولین تغییر کند
والسلام
ريشه تمامي بدبختي هاي ايران خرافات و وارد شدن دين در سياست است
توضیحات تکمیلی مصاحبه احمدی نژاد با تایمز
http://www.dast-neveshte.blogsky.com/1387/07/04/post-25/
ضمن سلام من هم با نظرات جاوید و سیما موافقم.(درود بر آزادی و سکولاریسم)
تحری حقیقت با ( راهی برای زندگی ) به روز شد
http://www.tahariyehaghighat.blogfa.com/post-56.aspx
سلام بر دوستان ایران و کورش مآب
از دوران صفویه به بعد، حاکمان وقت مردم را به شایعات دعوت می کردند و برخی هم سعی داشتند که مردم را از اصول اولیه زندگی دور، و به حاشیه های زندگی سوق دهند. دقیقا مثل زمان حال . آقای رئیس جمهور با امام زمان (ع) در ارتباط است ، دیگری درگیر مشکلات اجرا صحیح قانون است و الی آخر …………
زیاد احساساتی نشوید تهمت می زنند عجیب نیست از قدیم این طور بوده
من طرفدار آقای احمدی نجاد نیستم ولی برای من با این زحماتی که می کشند بسیار قابل احترام هستند
الهی که اگه دروغ بگه خدا و امام زمان از کمرش بزنن .الهی آه مردم مظلوم که به خاطر گرانی خونشونو تو شیشه کردی، آی احمدی نژاد عوضی کمرتو خم کنه.
الاغ ریدم دهنت با او امام زمان دیدنت عوضی دروغگو
ای چیزم تو دهنت
احمدی نژاد نمیدونم خری یا مردمو حساب خر میکنی
بچه ها مسج بدید 09179945584
سیماوسعید اصلا میدونین سکولار یعنی چی؟خیلی حرف میزنین.اصغر بی تربیت بی فرهنگ مثل آدم حرف بزنین
تاکور شود هرآنکه نتواند دید.اول ادبیات آدمیت رو یاد بگیرید بعد راجع به بزرگان محبوب حرف بزنید
اقای انتری نژاد واقعا مایه خنده تمام مردم دنیا شده است ونام ایران را در تمام دنیا شناساندهاست
به نام خدا تاریخ:7/12/87
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
سلام علیکم
احتراما به استحضار می رساند0 اینجانب محسن خسروی داری مدرک تحصیلی کارشناسی ریخته گری هنرآموز هنرستان شهید رجایی خمینی شهربا سابقه خدمت حدود 19 سال می باشم0 که راز درس نخواندن دانش آموزان وافت تحصیلی را پس از سالها تجربه وصحبت کردن با دانش آموزان را یا فته ام0 وراه مبارزه با آن را طی مشاوره کردن با فرهنگیان و دانش آموزان وخانواده های آنها یافته ام0 ویقین دارم با راهی که پیشنهاد می دهم0 درصورتیکه مورد تصویب قرار گیرد 0ومورد اجرا قرار گیرد0 حد اقل90 درصد افت تحصیلی کاهش می یابد0
علت درس نخواندن
1)نداشتن انگیزه 2)علاقه نداشتن به رشته های انتخابی به دلایل مختلف3)آگاهی نداشتن نسبت به آینده شغلی رشته های تحصیلی بخصوص رشته ای که درآن مشغول تحصیل می باشد 3) تبلیغات کاذب در رابطه با بعضی از رشته ها 4)حضور بعضی از دانش آموزان بی انگیزه ویا مردودی در کلاس های درس 5)خانواده 6)دوستان7)بیکاری کسانیکه
فارغ التحصیل شده اند8)واز همه مهمترخود وزارت آموزش وپرورش که با سیاست دانش آموز محوری انگیزه خدمت را از فرهنگیان گرفته است 9)حرمت فرهنگیان در جامعه وبخصوص نزد دانش آموزان از بین رفته است10)فشار به دبیران که نبایستی ریزش درسی داشته باشید 11)تعهد نگرفتن از دآنش آموز ویا ولی او در رابطه با درس خواندن 11)سرباز معلم ها که خود بی انگیزه هستند وفقط برای رفع تکلیف (سربازی) در خدمت آموزش وپرورش هستند و00000 12)ترک تحصیل کردن دانش آموزان بی انگیزه در طی سال تحصیلی13)نپرداختن خسارتی که به علت نخواندن درس به دولت وارد می شود
بهترین راه حلهای پیشنهادی
1)وزارت آموزش وپرورش که سیاست خود را تعغیر دهد2)با برنامه ریزی های مختلف رشته های مختلف وآینده شغلی آن برای دانش آموزآن مشخص شود3)راهای تغییر رشته ویا ادامه تحصیل درهر رشته مشخص شود4)گرفتن تعهد از دانش آموز و ولی او که در صورتیکه به هر دلیلی نتوانست تا پایان شهریورسال تحصیلی نمرات قبولی را کسب کند کلیه هزینه هایی را که دولت برای او خرج کرده پرداخت کندآن هم مثل مدارس غیر دولتی 5)دانش اموزبعد از شروع سال تحصیلی حق ترک تحصیل را نداشته باشد تا پایان سال تحصیلی و در صورت اصرار در ترک تحصیل کردن در طول سال تحصیلی جبران خسارت نماید به دلیل اینکه جای دانش آموزدیگری را گرفته است 6)عدم بکارگیری سرباز معلم برای آموزش وتدریس ودر صورتیکه آموزش وپرورش کمبود بودجه دارد از کسانیکه می خواهندخدمت خود را در آموزش وپرورش طی کنند درکارهای مدرسه سازی وخدماتی و…..بکار گیری شوند
در ضمن اینجانب می توانم در این کار مهم وبه ظهور رساندن گفته های خود کمک دهم
در صورت تمایل می توانید باآدرس زیربا من مکاتبه داشته باشید
آدرس:شهرستان نجف اباد خیابان امام روبروی شورای شهر کوی شهید پولاد چنگ پلاک4 منزل یدالله نظری (محسن خسروی) تلفن 03312610173 کد پستی8513634871
محسن خسروی7/12/87
واقعا که ما مردم ایران پست ترین و بی صفت ترین مردم جهانیم 8سال آقای خاتمی گند زد به مملکت کسی نیومد بگه مردک داری چیکار میکنی فقط خوشبحال همین اراذل و اوباش شد یه مشت مفت خور شکم گنده بالا اومدن نمونه بارزش ابطحی که تو کشور ما با لباس پیغمبر میچرخید و میخورد تو بیروت مردک بی شرافت با لباس افتضاحش آبروی ایران وروحانیتو به تاراج داد مثل روسای بی وجدانش بسه شماها دیگه نمیخواد دم از مملکت ومشکل مردم بزنید کورید یا خودتونو به کوری زدید توروخدا وجدان داشته باشید من یادمه دوران خاتمی گوجه کیلویی دوهزارو خورده ای شده بود شما یا اون زمان تو شکم مادرتون بودید یا نابینا بودید یا …
نمیگم الان ایران مدینه فاضله است ولی انصافا رییس جمهور ما صادقانه داره کار میکنه و هر تهمت و حرفی رو نمیشه بدون تحقیق قبول کرد من که این دوره هم اگه کسی بهتر از ایشون کاندید نشد با افتخار بهشون بازم رای میدم چون در قبال مملکت ومردمش مسوولم وباید آگاهانه رای بدم خواهش میکنم حق ما رو پایمال نکنید بخاطر خودمون چشاتونو باز کنید وفردی دلسوزو انتخاب کنید مطمئن باشد همه ما مسوولیم
من نمی خوام از دولت برای بعضی از کارهای نادرستش دفاع کنم. ولی انصاف هم چیز خوبی است.به نظر من اداره ی کشور در این وضعیت بد اقتصاد جهانی کار هر کسی نیست. چرا کار های مثبت انجام گرفته را باید کاملا نادیده گرفت؟ چرا بعضی ها فقط دنبال معایب می گردن و روی اون ها بیش از حد مانور می دن. انتقاد باید منصفانه واز روی عقل باشه. درسته من هم قبول دارم بعضی از حرف ها اشتباهه. ولی نباید اون هایی که خارج گود نشستن و فقط دنبال عیب جویی هستند دولت رو به باد انتقاد بگیرن و چشم های خودشون رو در مقابل اقدامات مثبت صورت گرفته ببندن.تو هر دولتی مشکلات هست پس بهترین کار اینه که با همدلی و دور از هر گونه گرایشات غلط متعصبانه به فکر تحقق اهداف والای انقلاب باشیم.
به حق امام زمان میرحسین رییس جمهور میشه… بچه ها یادتون باشه ما ایرانی هستیم و نباید توهین به کسی بکنیم…. باید تلاش کنیم برای میرحسین
به نظر من فعلا کسی بهتر از احمدی نژاد نمی تواند کشور را اداره کند من به صداقت ایشان ایمان دارم و مطمئنم که جدا برای اعتلاء و پیشرفت ایران تلاش میکند .کارهای مثبت زیادی هم انجام داده است .مثل سفر های استانی و انرژی هسته ای و سخنرانی با شکوهش در دوربان و ….همین که رهبر از ایشان حمایت می کند برای من کافی است که به ایشان رای بدهم .
09376451655مسیج بدید
درود بر شما. من نمی دانم این نوشته ها را چه کسی می خواند. ولی امیدوارم این نوشته ها به گوش آنان که باید بشنود برسد.
هیچ جای این جهان نیست که مردمانش بر آنچه دارند بزرگی نکنند و سر بالا نگیرند و اگر سرگذشت بزرگی دارند همواره به رخ جهانیان می کشند. اما یک جا در این دنیا هست که سنگینیه بزرگی و شکوهش بر هر آنچه همگان دارند می چربد اما انگار نه انگار. می روم سراغ پایه سخنم: وقتی چند کشوری که تازه شروع به بودن کردند می آیند و نام بخشی از تاریخ و سرکذشت بخشی از این جهان را دگرگون می کنند ما کلی سر و صدا می کنیم که چرا ما همیشمه پارس بودیم و سرکذشت ما حکم می کند که نام این پاره از جهان دریای پارس باشد. و آنها را نژاد تازه به دوران رسیده می دانیم. نمی دانم کجای دنیا هست که جوانانش کشف و اختراعی بکنند و نام آن کشف و اختراع را از زبان و نژاد و فرهنگ دیگری بگذارند. مگر اینانی که این موشک نو را ساختند ایرانی نبودند پس چرا نامش سجیل است. مگر هواپیمایی که ساخته شده را عربها ساختند پس چرا نامش صاعقه است. مگر آنچه که موشک هوت و سحاب و زلزال و قدر و سفیر و شهاب نامیده شده توسط تازیان موش خور ساخته شده که جنین واژه های تازی بر آنان نهاده شده. اگر ما در فزهنگ ایرانیمان نام در خوری نداریم که به دستاوردهایمان بگذاریم به چه چیز این 7000 سال بزرگی میکنیم و سر بلند نگه میداریم. از آنانی که این نامها را بر دست آوردهای جوانان این خاک و بوم می گذارم می خواهم بپرسم آیا می دانید چند نفر از مردم ایران از نامها راضی اند. بد نیست آماری بگیرد تا بدانید آیا مردم ایران از نهادن نامهای عربی بر دست آوردهای جوانانشان راضی اند. بپرسید تا بدانید. من به عنوان یک ایرانی شرمنده این نام گذاریم. مسوولین و سرنشینان این کشور بدانید شما وارث زبان و فرهنگی هستید که از زیر ثم اسبان عرب و روم و مغول و ترک گذشته تا به ما رسیده خیلی ارزشمند است . امانت دار خوبی باشید. وظیف شما سنگینتر است. کشورهای دیگر به ویژه عربها چه اندیشه می کنند؟ من از شما جوانان و روشن اندیشان این میهن خواهش می کنم اگر هم پندار من هستید به گونه ای نرم و انسشانی مخالفت خود را با این گونه نامگذاریها اعلام کنید.
زنده باد ایران پاینده باد زبان پارسی
حضرت علی (ع) میگوید:
مردم جز به صلاح حاکمان اصلاح نپزیرند و حاکمان جز به پایداری مردم نیکو نگردند.(نهج البلاغه خطبه 207)
حال به نظر شما خود ما مسئول نیستیم؟
بخشید به جای نپزیرند نپذیرند به کار ببرید.
فحش خوب نیست حتی به دشمنان
آنچه نوشته شده کذب محض است
همه حرفایی که نوشته شده در رابطه با احمدی نژاد دروغه . مردم از اصلاحات خیری ندیدن که به شعار عدالت خواهی احمدی نژاد رای دادن وگرنه اگه زمان اصلاحات مشکلی نبود و عدالت و رفاه وجود داشت کسی به این رای نمیداد و به معین رای میداد که از اعضای اصلاحات بود . من این بار هم مثل دفعه پیش با غرور به احمدی نژاد رای میدم . بعضی ها هنوز درست حرف زدن رو بلد نیستن بعدش دارن از سکولار صحبت میکنن در حالی که نمیدونن خوردنیه یا پوشیدنیه .
سلام. به نظرم تمام حرفایی که ضد احمدی نژاد نوشتن دروغه، به جرات می تونم بگم بهترین رییس جمهور ایران، اگه با تهمت خرابش نکنن. چرا کسی نمیگه این میر حسین با سو استفاده از نام امام حسین(ع) که متاسفانه بر این وطن فروش گذاشتن بهره میبره. کسی که از حسین حرف میزنه نمیتونه با بی ناموسی و بی غیرتی سر دخترای ایران روسری و تنشنو سبز پوش کنه و اونا رو به عنوان تبلیغ بریزه تو خیابون، نمیتونه ایتقدر ترسو باشه که هنوز رای نیاورده حرف غربیها و عرب ها رو بزنه، واقعا بدا به روزی که دوباره امثال این اقا و خاتمی و رفسجانی لعنت الله علیه رییس جمهور ما بشن. اون روز، روز ننگ ماست. زنده باد احمدی نژاد.
ایرانی آباد با احمدی نژاد
اگر ما نمی توانیم هاله نور را ببینیم دلیل بر عدم وجود آن نیست.
آقای احمدی نژاد ! کشته و مرده ی صبرتم . خیلی باحالی والا . با این همه حرف هایی که زده میشه و تو ……..
آزادی یعنی این .همه هر چی میخوان میگن . نه این که دخترها تو خیابون شلوارک بپوشن و جوون ها هر چی تو ذهنشون میگذره توی خیابون عملی کنند .
آقای که اسمتون رو صادق نوشتین . من با کسانی که اسمشون رو بردین اصلا موافق نیستم . اما اون جمله ی شما اشکال داره(لعنت الله رو میگم) هم از لحاظ اخلاقی هم از لحاظ خدا . این و قبول کنید . یادمون نره که یه حساب و کتابی هم اون دنیا داریم .رهبری دستور دادند که حتی در مورد اون کسایی که در صدر اسلام ظلم شون واضح بوده و هست ، این کلمه ادا نشه . اون وقت شما در مورد کسایی که حداقل تو صحنه بودن ، این حرف رو می زنید . انتقاد کنید اما ناسزا نه!!! این ها حداقل اومدن وسط و یه کاری کردند . بهتر از بقیه بودند که نشستن گوشه ی خونه شون و همه اش غر میزنند . البته که من با سه تاشون مشکل دارم
شما و امثال شما مصداق این ضرب المثل هستید:گربه دستش به گوشت نمی رسید گفت نجس است.مشکل شما وهمه جناههای چپ و راست قدرت و شهوت، ریاست است این انتقادها ی شما داستان بهانه های بنی اسرائیل وحضرت موسی را تداعی می کند که به جای درس گرفتن از اشتباهات گذشته و بازگشت به آغوش مردم و نظام که سالهاست هزینه سیاستهای غلط مافیای قدرت و ثروت می پردازند هر روز بهانه ای می تراشید آن هم نه به خاطر اینکه دلسوز دین و نظام ومملکت باشید بلکه چون با عملکرد درست دکتر احمدی نژاد عملکرد غلط مسوولان در دوران سازندگی واصلاحات زیر سوال میرود به جای اعتراف به اشتباحات فاحش خود ،افکار مردم را با اشکلات بی جای خود از عملکرد درست دکتر احمدی نژاد منحرف می کنید و می خواهید از آب گل آلود ماهی بگیرید خود شکن که آینه شکستن خطاست عملکرد رئیس جمهور محترم دکتر احمدی نژاد آیینه ای شد برای نشان دادن ماهیت خادمان حقیقی ملت و گرگهای خادم نما خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
با سلام
آقای احمدی نژاد
امان از نامردمان نامرد!
مردم خوب میدانند که اصلاح یک شبه نمی شود ،وقتی در یک اداره کوچک کلی نابسامانی وجود دارد که بهترین مدیر نیز نمی تواند 100درصد اصلاحات انجام دهد -چرا که همواره در مقابل حق،فریادهایی از طرف بخطرافتادگان منافع شخصی وجود دارد- توقعات بی جا چرا؟
البته کاستی ها و مشکلات زیاد است چرا که نمی توان به نیت ودرون افراد پی برد ؛ مرد دیروزی ، امروز دیگر برای نام و نان دندان تیز کرده و حفظ ظاهر میکند.یافتن و شناخت مدیر متعهد مشکل است و لی شاید بهتر است برای هر مسئول بازرسی هم بالای سرش قرار داد -البته اگر ان بازرس خود نیازمند بازرس دیگری نباشد-
ولی بر شما این عذر پذیرفته نیست و در انتخاب مسئولان کشورباید مطالعه بیشتری انجام می گرفت تا هر کس بر حسب سلیقه خود رای به نفس نکرده و بیت المال نیز در بین عده ای مسئول بی تعهد به یغما نمی رفت (مثلا این هزینه های گزاف تبلیغات برخی آیا از جیب شخصی شان است.؟)
ما شاهد هستیم که مردان و زنان بی ادعای متقی را که در انزوا فرو رفته و شاهد خودنمائی و حتی شماتت برخی مدعیان دنیوی هستند. کسی دیگراینان را از انزوا در نخواهد آورد که زمانه غدار میدان دار نا اهلان شده است . باید فقط به امید ظهور مــولا بود…
از اینکه شما را در این بل بشور انتخابات صبور و مخلص و مدافع منافع ملی و اسلامی یافتیم ،بسیا ر خوشحالیم . و از مردم و مقام رهبری این توقع را داریم که در مقابل این تبلیغاتهای سوء که مصالح ملی و دینی کشور را_ که به بهای خون هزاران هزار جوان وطن پرست و مومن بدست آمده است- عکس العمل نشان داده و نگذارند ارزشها چنین راحت از بین روند.
سربند سبزی که زمانی در کنار خاکریزها نماد معنویت بود ،حالا دستبند جوان بی هویتی شده است که حتی برای خودش هم نمی تواند هدفی را تعیین کند.آیا فکر نمی کنید که در پشت پرده هدایتگرانی هستند که ایران و جوان ایرانی را بازیچه خود ساخته و برای دنیای غرب فرصت طلب، زمینه نفوذ را فراهم می کنند ؟!
ولی آقای احمدی نژاد بهتر نیست اسم و رسم کسانی که شما را تهدید می کنندافشا کنید تا ذهن ملت نیز روشن شده و دوست را از دشمن باز شناسند؟!
این کار شما متاسفانه خدمت به ملت نبوده بلکه باعث قوی تر و جری تر شدن مفسدان گشته است.
ای مصلح جهان دیگر ایمانـداری برایمان مشکل گشته است ؛ دریاب ، ما را دریاب…
الـلهم عجل لولـیک الفــرج مولانا صاحب الــزمان
آقای دکتر دوستت داریم میدانم مظلومی همین بس که دز این چهار سال جلوی این جیب گنده های مفت خور رانت خوار گرفتی دست مریضات خیلی مردی انقدر حرسشان گرفته دست به هر تهمت و دروغی میزنند خیلی مرد و شجاعی
آقای احمدی نژاد اونروزی که بابات گفت میدونم پسرم یه چیزی میشه (به گفته ی خودت) میدونست دوروغ گو هم از آب در میاد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمدی نژاد یادت هست یه روزی برای انتخابات دوره ی 9 دو لا شدی بند های کفشت رو ببندی از شما پرسیدن این کفش ها رو باز هم میپوشی گفتی آره اتفاقا خیلی خوبه میپوشم که یه وقت غرور من رو نگیره ولی من تو 4 سال اصلا ندیدم (دروغ کوچولو)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
http://tbn2.google.com/images?q=tbn:CK3ymXzJDVqKpM:http://www.mirhussein.com/mohr-a3.jpg
سلام برای همه دوستان
خیلی از مردم ایرا ن زمین بی انصاف و نامرد هستند بعد از حکومت آقایا هاشمی و خاتمی مردی از جنس مردم به صحنه سیاست وارد شد که به حق مرد بود .
خاتمی در دوره 8 ساله خود جزء بکار بردن کلمه آزادی چیز دیگری به زبان نیاورد و حتی طرح هایی که خود داد با نام طرح بیست ساله نظام آنها را اجرا نکرد ولی آقای احمدی نژاد طرح های آنها را اجرا نمود ضمناً طرح های خود را نیز به اجرا دراورد و همان آنهایی که در طرح بیست ساله نوشتن که باید سهمیه بندی انجام شود که خود شان از آن طفره رفتن که آن خطری برای سقوط حکومت خود می دانستن و حال فردی آمد که این طرح را به اجرا گذاشت بر آن باد انتقاد می گیرند تمام طرح ها در دوران گذشته بنام طرح 5 تا 7 ساله معروف بودن اما احمدی نژاد آنها طر حهارا 3 ساله به اجرا در آورد خاتمی به جزءبی بند و باری وقتل هایزنجیره ای کوی دانشگاه چیز دیگری برای مملکت به ارمغان نیاورد آقایان موسوی . هاشمی و خاتمی کسانی بودن که جیب یک عده از آدمها را پر کرده اند مانند آقازاده که صنعت نفت را به مدت 15 سال به انحصار او در آورده اند اما حالا دست امثال این آدمها کوتاه شده و بانگ تهمت افترا به مردم می زنند و بعضی ها مانند آقای موسوی مقدسات مارا به سخره گرفته است و به آنها توهین می کنند و یک مشت دختران جنده و پسران کلاش در کنار خود جمع کرده است و به آنها قول آزادی را می دهد تا در سر خیابان هر کار که دلشان می خواهد انجام دهند و حال چنین فردی دم از امام و ادامه راه امام را میزند . احمدی نژاد یک تنه در مقابل دشمنان اسلام و دین ایستاده است همان طور که امام (ره)ایستاده بودند
دعاکن
بیایید دعاکنیم بازمردی متعهدومخلص وپاک وبی ریا مثل احمدی نژاد که یار مظلومان وفقیران است باز با الطاف الهی موفق بشود ودوباره لبخند برلبان بی کس ها بگشاید
مهدی بیا
سیدی تنهابه رنگ سبز نیست هیچ دانی مادرسادات کیست
سبزیعنی عاشق مولاشدن پشت درب حیدری زهراشدن
طالب سبزم نه این سبز ریا سبز هم بازیچه شد مهدی بیا
لبخند
لبخندرضایت ولی می خواهیم پیش صف دشمنان یلی می خواهیم
اصراربه احمدی نژاداست چرا چون مالک اشتر علی می خواهیم
آقا شما اصلا نظرات مخالفو درج میکنید؟ لااقل یکی دو تا نظر مخالفم بنویسید. آخه اینطوری خیلی تابلوه.
ما درزمان انقلاب وجنگ و طبس و…دست یاری خداو امام زمان را دیده ایم آیا این تعجب دارد که امام زمان ما را با واسطه یاری کند و همیشه دست یاریش را بر سر ما بگذارد امامان برای یاری مسلمین برگزیده شده اند کمی به انسانیت خود برگردیم
احمدی نژاد یک فرد نیست یک ملت است. برای همین است که اوباما فرعون زمان با ذلت در پی مذاکره با اوست.
حب و بغض را از دلت پاک کن تا حقایق را ببینی.
از شعور شما ها معلوم از لحن صحبتتان میتوان به شخصیتتان پی برد یک انسان در باره ی بزرگتر خود چنین صحبت نمی کنه
احمدی نژاد تنها کسی است که غرور ایرانی را با ایستادن در برابر امریکا و زورگویان داخلی بالا میبرد و من به این انسان شریف رای میدهم.کاشکی میشد تا چند ده سال دیگه هم چنین رئیس جمهوری داشتیم
اقای احمدی نژاد در مناظره با موسوی اوج وقاحت وبد ذاتی خود را نشان دادی .نشان دادی که آبروی انسان ها هیچ ارزشی برایت ندارند به هر قیمتی شده می خواهی قدرت را به دست بگیری تو که از الهامات غیبی و هاله نور افاضه می کنی چه لزومی دارد برای به قدرت رسیدن اینقدرله له بزنی ؟ البته تقصیر تو نیست وقتی با رییس جمهور افغانستان -آن مرد سرخ پوست رییس جمهوربلوی و دوستان آفریقای نشست و برخاست می کنی بیش از این انتظار از تونیست
با سلام آقای امیرعزیز!نمی دانم کی هستید و مطالبتان را بر اساس کدامین مبنا وکدامین دین وشریعت می گویید .آیا اساسا به دین ویا آیینی معتقدید یا نه! بنده فرض را بر این می گذارم شما که ایرانی هستید ومسلمان، تا یک وجه اشتراک و وحد ت نظری با هم داشته باشیم والا بحث کردن فایده ای ندارد. اما بروم سر اصل مطلب ، شما که این همه به شکوه وعظمت ایران قبل از اسلام می نازید به این سوال بنده پاسخ دهید که آیا اوج شکوه تمدن ایران ،قبل از اسلام است یا بعد از اسلام ؟ اگر بگویید قبل ازاسلام وحمله اعراب مسلمان ما چنین سابقه درخشان از علم وتمدن و پیشرفت داشته ایم ،پس بگویید طبق کدام مدرک و سند تاریخی این ادعا را می کنید؟ آثار این تمدن کجا دفن شده.؟ آیا در زیر ستونهای تخت جمشید دفن شده که حاصل سالها درد ورنج ایرانیان وظلم وستم شاهان است؟ یا نه حتما توسط اعراب مسلمن پابرهنه که به جز لباس تنشان و شمشیرهای کهنه وفرسوده چیزی از مال دنیا نداشتند ،به غارت رفته!این چه تمدنیست که توسط عده ای عرب پابرهنه که گاه قوت غالبشان خرما ودر بعضی اوقات مقداری نان یا نمک بوده از بین فته با شد ؟آیا اساسا تمدنی در کار بوده یا توهم تمدن برایما ن پیدا شده ؟بر فرض هم تمدنی هم در کار بوده باشد !.ما به کدام تمدنی باید افتخار کنیم که به جز از درد ورنج وچیزی جز بدبختی وفلاکت برای مردمش به ارمغان نیاورده .این چه تمدنیست که با حمله مشتی عرب که حتی از تجهیزات اولیه ارتشهای آن زمان هم محروم بوده از بین برود . بروید کتابهای تاریخی را که کوچکترین جزئیات این نبرد را نوشته اند مطالعه بفرماید. شما یک دانشمند یا یک صفحه اثر هنری به ما معرفی کنید که حد اقل دلمان خوش باشد که بله ایرانیان قبل از اسلام این شاهکار هنری را ازخود به جا گذاشته اند. هنر وتمدن ودانش باید از دل مردم بجوشد. در آزادی و در زیر سایه امنیت وآرامش است که استعدادهای شکوفا می شود. تمدن ایران و ایرانیان به همین کاخهای تخت جمشید و…خلاصه می شود که آن هم تنها وتنها برای آسایش و رفاه شاهان و درباریان فاسد ایجاد شده بود .تاریخ پر است از خاطرات تلخ ،ظلم وستم وعیاشی و فسق وفجورشاهانی است که تنها دغدغه آنان دراین کاخها افزایش زروسیم و تشریفات خوراکهای لذیذ وجمع کردن زنان ودختران زیبا رو بوده ، حرمسراهای شاهان وزن بارگی و تن پروری شاهان که خودش حکایتی دیگردارد. آیا باید به اینها افتخار کنیم که درایران فقط یک حکیم وفیلسوف آزاد اندیش به نام بوذر جمهر بود که او هم به همین جرم در سیاهچاله های شاهان دفن شد. آیا ما نباید به اسلام وقرآن وپیامبر وائمه که ما را از یوغ بردگی چندین هزار ساله شاهان نجات دادند افتخار کنیم؟ آیا صرف اینکه اعراب قبل از اسلام در گمراهی بودند معیار قضاوت می شود. وضع ما ایرانیان قبل از اسلام اگر بدتر نباشد بهتر هم نیست . آری همین اعراب به قول شما موش خوروبه عبارتی بی ارزش وبی فرهنگ به یمن بعثت نبی اعظم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم به بالاترین قله های فرهنگ وتمدن ودانش دست یافتند. در تمدن چند هزار ساله ما ایرانیان چند نفرچون سلمانها ،ابوذرها ،مقدادها، مالک اشترها و… پا به عرصه وجود گذاشتند. یک سلمان داشتیم که او هم تربیت شده دردامان وفرهنگ عربی اسلامی است. ابوعلی سینا ، زکریای رازی، سهروردی،خواجه نصیر،ملا صدرا ،فارابی و…بسیاری دیگر از دانشمدان که نامشان به گوشمان هم نخورده است و در زمان خود در رشته های مختلف علمی سرآمد دوران بودند پس از ورود اعراب مسلمان به ایران به وجود آمدند .بزرگترین شاهکارهای ادبیات فارسی، وامدار زبان وادبیات عرب هستند. دیوان حافظ ،مثنوی مولوی ،گلستان وبوستان سعدی ،شاهنامه فردوسی و…همه وهمه مدیون زبان وادبیات عربند برای مثال همین دیوان حافظ ،اگر قرار باشد روزی لغات عربی آن حذف شود یا با واژگان اصیل فارسی جایگزین شود نتیجه چه خواهد شد؟به نظر بنده ریشه این گونه اظهار نظرها جهل و بی اطلاعی ما نسبت به تاریخ وتمدن ایران واسلام است ،که دشمنان نیز ازاین جهل و ناآگاهی ما حداکثر استفاده را می برند تا به بهانه ملیت و حس وطن دوستی ما ایرینیها ،ریشه دین و دین دنداری ما ایرانیها بزنند وما را غرق درتعصبات کور و بی ارزش ناسیونالیستی ونژاد پرستی کنند وباایجاد تفرقه ودشمنی مارا از آغوش پر مهر اسلام وقرآن وائمه جدا کنند وهمان بلا را که بر سر مسلمانان آندلس(اسپانیا)آوردند بر سر ما نیز بیاورند .از شما برادر عزیز عاجزانه تقاضا دارم برای یک بار هم که شده کتاب خدمات متقابل ایران واسلام را مطالعه کنید تا حقایق برای شما وسایر دوستان روشن شود.
من یکی از طرفداران آقای احمدی نژادم. اما ای کاش ایشان اصول اخلاقی را در مناظره با اقای موسوی رعایت می کردند.بهتر است به بیان برنامه ها بپردازند تا به جنگ و جدل.
به امید روزی که ایران سراسر آرامش شود.
الهه عزیز گول تفکرات و حرفهای زیبای دوستان اقای موسوی رو نخور.
آقای احمدی نژاد به کسی بی حرمتی نکرد فقط خواست به مردم بفهمونه که چی باعث میشه کار پیش نره و مردم سطحی نگر ما اینقدر غر نزنن.
آقای موسوی ادب به خرج نداد؛ حرفی برای گفتن نداشت. صدای لرزانش رو فراموش کردی.
آقای احمدی نژاد اسمی از همسر آقای موسوی نزد ایشون خودشون خودشون رو لو دادند.
ایشون و طرفدارانشون فکر می کنند هرکی کنار امام یا رهبر عکس انداخت می تونن نقض قانون کنن که آقای دکتر گفتن نخیر از این خبرا نیست.
دوستان طرفدار موسوی کمی هم به فکر مملکت و آبروی کشورمان باشید.
این آقای مهندس قراره فردا با روسای ممالک جهان فقط چیز چیز کنه یا باید دو کلام حرف حسابی بزنه.
حقیقت خلا نیست که دیده نشه فقط کافیه ذهن پاک بشه. دوستان عزیز کدام رئیس جمهور الحق و الانصاف شجاع تر از احمدی نژاد دیدید؟
آقای موسوی؟ آقای خاتمی یا آقای هاشمی
کدام یک ما رو به قدرت هسته ای و فناوری نانو رسوندند؟
آقای خاتمی با تعلیق؟ یا آقای موسوی با مدارا؟
همه چیز نبودن گشت ارشاد نیست! واقعیت ها را باید دید.
احمدی نژاد فرزند خمینی است هموکه درتمام شئونات زندیگیش جز خدا کسی رانمی دید .برادرهاو خواهرهای عزیز مشکلات همیشه هست اما منصفانه درپیشگاه خدای حاضر قضاوت کنیم وببینیم چه کسی درراه اهداف اسلام وقران وانقلاب قدم برمی دارد؟وببینیم دلهای مستضغفین نه فقط درایران بلکه درتمام جهان برای امدن چه کسی می تپد؟ دوستان عزیز الحمدلله حق واضح وگویااست .کمی تامل کنیم که درپیشگاه خدا مسئولیم. به امید موفقیت برای شما
طرفداران اقاي احمدي نژاد كه فكر مي كنن ايشون از اسمون اومده
ميتونن به سايت زير برن (سايت رسمي بانك مركزي)و با ديدن نمودارهاي واقعي …
http://www.cbi.ir/simplelist/3484.aspx
خطاب به احمدی نژاد عزیز: حال که نامرد و نامردمان دست به دست هم دادند برای ریختن آبروی دولت شما (که اکنون دولت شما، دولت ایران است ) بر شماست فاش کردن و دادگاهی کردن تمامی مفسدان بیت المال که اگر چنین نکینید رهرو راه مولایتان علی (ع) نیستید . به امید ظفر در 22 خرداد 88 تا بچشند طعم تلخ شکست را در برابر شیر غران ایران زمین احمدی نژاد دلاور
تاریخ تکرار می شود و بعضی از صفحات آن را که نمی توانستیم معنیش را بفهمیم اکنون فهمیدیم رئیس جمهور عزیزم وقتی از بی حرمتی های بزدلان نامرد نسبت به شما خیلی دلم گرفته بود به قرآن پناه بردم وتفعلی به آن زدم .این آیه شریفه آمد:”و مکروا مکرا ومکرنا مکرا و جعلناهم الاخسرین”. آنها مکر کردند و ما مکر کردیم وآنها را زیانکارترین قرار دادیم. واز آن روز در طوفان همه تهمتها وحیله گریها دلم آرام است که خدا با شماست وقطعا رسوایی برای آنها خواهد بود. انشاء الله
آقای احمدی نژاد به امید پیروزی حماسه ساز شما در انتخابات 22 خرداد
این سایت بانک مرکزی هم این روزا افتاده دست تخریب گرها!!!!!
نصرمن الله و فتح غریب ، مرگ بر این سید مردم فریب
ای ول ای ول داش محمود ای ول…………..ای ول به شجاعتت مرد……که پوزه دشمناتو به خاک مالیدی…..تا نابودی این عنودان بدگهر…..
کاری که یاران تزویرکار امام در کربلا کردند امروز با تو شد.همان خدایی که امام را پیروز گردانید ترا پیروز میکند. افراد خدمتگزار پست ومقام نمیخواهند .میدانیم در هرجا باشی یاور مایی.دوستت داریم هرجا که باشی. حماسه آفریدی و حماسه ساز خواهی ماند.
بقول بر وبچه ها
هم دکتری هم دزدگیر
نامه امام در پاسخ به نامه استعفای میرحسین موسوی
زمان: 15 شهریور 1367
“جناب آقای موسوی نخستوزیر محترم
نامهی استعفای شما باعث تعجب شد.
حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان میگذاشتید.
در زمانی که مردم حزبالله برای یاری اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه میبرند چه وقت گله و استعفا است؟شما در سنگر نخستوزیری در چارچوب اسلام و قانون اساسی به خدمت خود ادامه دهید، در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمیرسید چون گذشته عمل شود. این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود، رأی دهد. تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است که اگر صلاح بداند به هز میزان که مایل باشد، در اختیار دولت قرار خواهد داد.
همه باید به خدا پناه ببریم و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند. مردم ما از این گونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیدهاند. این حرکات هیچ تأثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت.
از آنجا که من به شما علاقمندم، انشاءالله عندالملاقات مسائلی است که گوشزد مینمایم.
سید روحالله الموسوی الخمینی 15/6/67
راستی برای دیدن اصل نامه و جزئیات بیشتر به صحیفه امام صص123 مراجعه کنید…..
سلام آقای احمدی نژاد
لطف کنید در دیدارتون با امام زمان از ایشون بپرسید کی ظهور میکنند تا ما از اینهمه دروغ و تزویر خلاص شویم!!!!ممنون
طرفدارهاي احمدي نژاد دنبال دزد ميگردن.آقا 30سال همشون خوردن .همين رفسنجاني رو كه سردار سازندگي ميشناختين.اصلا زياد به خودتون فشار نياوريد چند سال ديگه وقتي كه همه چيز دير شده تو كتاب نوه و نتيجه هاي ما در مورد دوران بيچارگي و احمقي كه ما در اون زندگي ميكنيم مي نويسند.
در هر صورت خلايق هر چي لايق.حقتونه كه ماه به ماه گوشت تو سفره هاتون پيدا نميشه.اون وقت به سفرهاي پر خرج و صددقه دادن اين رييس جمهور نادان افتخار كنيد.
بدبختي حق همتونه.
طرفدارهاي احمدي نژاد از رده پايين سطح فكر هستن .ابلهاني كه يك بيسكويت ساده شادشون ميكنه و نميخوان واقعيت رو قبول كنه.
واقعا حق دارن همه متفكرين و انديشمنداني كه گذاشتن و رفتن.
اين مردم نادان كه حاليشون نيست وظيفه اصلي رئيس جمهور چيست .
ستاره خانم كه افتخار ميكني به انرژي هسته ايي .هز همين انرژي يك ولت برق تونستين بگيرين يا فقط براي تهديد ديگرون استفاده كرديد؟
بيشترين امتياز رو از رياست جمهوري احمدي نژاد كشورهاي همسايه بردن
آيا اصلا ايشون رو آد حساب ميكنن
تو ورزشگاه تو قطر از ابوريحان بيروني و ابوعلي سينا به عنوان دانشمندان عرب نام بردن آيا ايشون به عنوان اعتراض از جايش بلد شد؟
عكسشو رو جعبه غذاي ميمون تو اسراييل در فروشگاهها عرضه كردن اين واقعا شرميگن نيست.
دو سال ساعت رسمي كشور را تغيير نداد بعد فهميد اشتباه كرده.
ساعت بانكها وووووو
خليج فارسمون تو اين چند سال شد خليج عرب
با كشورهاي اوگاندو و تانزانيا و هر چي بدبخت تر از خودمون بود رابطه برقرار كرديم كه خيلي افتخاره؟
در ضمن ستاره خانم آقاي احمدي نژاد شما زير يك انتقاد نرفت.و چون حرفي براي گفتن نداشت دولتهاي پيشين را نقد كرد.
مشكل ما گشت ارشاد نيست چون تو اين 30 سال حسابي با گشتهاي ثارا… و ارشاد و وووودنبال روسري هاي مردم كردن ولي فايده نداشت.هيچ چيز رو به زور نميشه تحميل مردم كرد.اگه مردم ميخواستن ادب بشن تو اين 4 سال حسابي كتك و فحش از نيروي انتظامي خورد ن .
به هر حال بهتره كه احمدي نژاد رييس جمهور بشه تا فشار بيشتر رو مردم بياد و اين رژيم كله پا بشه
مفهوم امضاي 120 نفر از مدال آوران المپيادهاي ايران براي مخالفت براي رياست جمهوري مجدد احمدي نژاد چيست؟
مفهوم فرار ميلونها مغز متفكر چيست؟
مفهوم خوشحالي اسرائيل از رياست جمهوري احمدي نژاد چيست؟
مفهوم روي برگرداني اهل سنت از راي به ايشون چيست؟
مفهوم تفرقه در بين مردم كه همگي شاهد اون تو كوچه و خيابون هستيم چيست؟
مفهوم نفي همه آمارها از طرف ايشون چيه.آيا افرادي مثل من كه اقتصاد خونديم و بهتر مي فهميم كه اين ارقام به چه دردي ميخورن چيه؟
مفهوم انرژي هسته ايي كه تنها باعث ركود اقتصادي و كوچك شدن سفره ردم شد چيه؟
مفهوم اون همه گشت ارشاد و گرفتن مردم و پرونده سازي چي شد؟روسرهاي جلو اومد؟
مفهوم دك كردن استادان خوب دانشگاهها چيه؟
مفهوم خريد گوجه فرنگي از سر كوچه آقاي احمدي نژاد چيه؟
لا اقل من يكي باغچه ندارم توش گوجه و تربچه بكارم تا مجبور نشم برم از سر كوچه اين آقا گوجه رو تهيه كنم.
واقعا متاسفم براي خودم و عده ايي كه ميدونيم چه بر سر ما مياد و گرفتار عده ايي خرافه پرست شديم.
منم ميتونم هاله نور رو ببينم.
اين كه عيب نيست.منم رو شلوار احمدي نژاد يك هاله زرد رنگ خوشگل مي بينم.حالا شما ها چشم بصيرت ندارين نميبينيد چيز ديگه اييه
لطفا حامیان سعی کنند از کلمات مودبانه تری استفاده کنند اینجا کوچه و خیابون نیست این شأن و منزلت خودتون رو نشون میده و همینطور کاندیدای محبوبتون رو…….
شما که هیچی سرتون نمیشه همون بهتر بزنن تو سرتون و شما هم بگین ممنون!! احمدی نژاد واسه شما بیلیاقتا جون می کنه.
دکتر احمدی نژاد به نظر شما هم اگه کاری نکرده باشه که اینطور نیست حداقل امتیازهای برتر ایشان یکیش اینه که ساده زیسته واز همه مهمتر اگه به بعضیها بر نخوره دزد نیست واز اموال ملت جهت رفاه حال خود وخانواده اش استفاده نمی کنه با شما هام که دم از طرقی و پیشرفت و ………میزنید با شماهام ایا حق با تبعیض واختصاص داشتن امتیازات وامکانات کشور در دست عده ای خاص تحقق پیدا میکنه تو این بیست سال گذشته اقایان کجا بودن که حالا بفکر ملت افتادن شما تواین مدت حتی اجازه به خودتون نمی دادین که به ملتتون صدقه بدین چرا حال دارین شعار تقسیم سود نفت برگرداندن حق مردم بر سر سفرهاشون میدین حرف از مساوات وبرابری میزنید کی راست میگه احمدی نژاد یا شماها؟ چرا کار عادلانه دکتر را صدقه فرض میکنید ؟ مردم اگه میخواهن به حق وحقوق خودشون برسن باید سراغ کسی بروند که درد سختی و رنج چشیده یا انرو لمس کرده باشه باید سراغ کسی برن که همه امکانات موجود را برای همه ملت بصورت یکسان بخواهد وهزار دلیل دیگر که همه شماها از من بهتر میدانید پس همه باهم دست در دست هم به سوی بزرگ مرد کشورمان جناب اقای دکتر احمدی نژاد
حالا اول هفته موسوی رفته برید باهم حال کنید با اون زنجیره و موج سبز مسخرتون…..بیچاره ها…..
حالا اون حاله زردرنگ رو شلوار موسوی نقش بسته……..الان قیافش دیدنیه…..
اوستروم رای اوزه
احمدی نژاد= دروغگو ، کثافت
خامنه ای = دیکتاتور ایران و بی ناموس
به روز ترین وبلاک آهنگ های ایرانی…..!!!!
http://parsi_new.mihanblog.com
دهن همتون سرویس{…}
من پیروزی آقای احمدی نژاد رو به همگی تبریک میگم و خدا رو شکر میکنم که مردم آگاهانه رای دادند. و با اتفاقاتی که اخیرا در بعضی شهرها می افته ، مردم متوجه شدند چه کسانی حامی اقای موسوی هستند. همه ما ایرانی هستیم و باید به رئیس جمهورمون احترام بذاریم. به امید سرافرازی بیشتر کشورمان
ببينيد دوستان وجود افرادي مانند احمدي نژاد براي جامعه لازمه چون اگر كساني مثل او نباشند قشر روشن فكرجامعه مشخص نميشه مثل تلخي كه اگه نباشه شيريني به چشم نمياد تازه اگه احمدي نژاد نباشه پس كي سوژه خنده ملت بشه
فكر نمي كنيد اينهمه سانسور شديد خبري و حجم عظيم سايت هاي فيلتر شده و قطع شدن يك هفته اي مسيجها همه مهر تاييدي به خرابكاريهاي انتخاباتي احمدي نژاد باشه؟
واقعا که ما ایرانی ها چقدر قدر نشناسیم. نموی دونم چی بگم. بدارید از زمانی بگم که آقای خاتمی به خاطر خودشون و کشورهای مورد حمایت به مدت 2 سال نیروگاه های نطنز ما رو بستن تا شاید خدایی نکرده آمریکا ناراحت نشن و با این اوصاف باز بوش میاد تو افغانستان میگه من به دنبال وراندازی ایران هستم، با این همه خوش خدمتی ایران. آره من واقعا به این اعتقاد دارم که ایران رو امام زمان نگه داشته. با این مافیای ثروت و قدرتی که تو ایران هست، فقط خدا این انقلاب رو حفظ کرده. ما فقط خودمونو و عقایدمون زیر آزادی پوشالی آقایون پنهان می کنیم در حالی که اونا در دوران های خودشون نشون دادن که ضد آزادین که می توان با رفتاره آنها در زمان ریاست جمهوری به آن پی برد و الان نیز فقط به این فکر هستن که جو کشور را به نفع خودشون به هم بریزن.
ما را چه شده که واقعیات را نمی بینیم. مگر دولت های قبل خیلی پاک بودن، مگر کسری بودجه آقای خاتمی و تورم در زمان ایشان و ماجرای 18 تیر که کشور را به سمت کودتا سوق می دادن یادمان رفت، مگر زمانی که گفتند اندیشه های امام را باید به موزه سپرد را یادمان رفت، چه شده که این افراد حالا دم از اندیشه های امام می زند و خاطرات امام را پیشه راه خود می کنند، در حالی که خود امام فرمودند که تعریف و تمجید من از کسی مقتضیات زمان حال اوست. امام نیز همچنین زمانی را پیش بینی می کردند که از او سوء استفاده شود.
ما را چه شده که زمان رفسنجانی که تورم به 49 درصد رسید و در بودجه خرید باتوم را برای ساکت کردن گروه های اجتماعی و تنبیه مردم قرار دادند را یادمان رفت؟
یادمان رفت که هاشمی خود در سخنرانی های متعدد از دولت موسوی انتقادی بسیار زیادی کرد و حالا چه شد که هاشمی و تمام خانواده اش برای پیروزی او و شکست احمدی نژاد سینه چاک کرده اند و تمام جواننان را تحریک می کنند برای عمل های غیر قانونی.
آیا این آقا صادق است که حرکات غیر قانونی می کند و دم از قانون گرایی می زنند؟
این 20 سال چه شد؟ در این 20 سال ایران مدینه فاضله بود که احساس خطری نمی شد؟
نه، الان برای چیزهای دگری احساس خطر شد. مردم ایران بیدارند و خود می توانند تصمیم بگیرند.
میزان رای ملت است
منم پیروزی دکتر احمدی نژاد را به تمام ملت ایران تبریک گفته و برای ایشان آرزوی موفقیت و سر بلندی دارم.
اقاي احمدي نژاد حالا كه باد كاشتي طوفان درو كن
به من بگوچرا؟؟؟؟؟
قسمت اول
با سلا م خدمت شما دوستان.
من از طرفداران جدی اقای میرحسین موسوی هستم واز همه شما خواهش میکنم ابتدایی ترین اصل در سخنانتان را رعایت احترام به نامزدها وطرفدارانشان قرار دهید.
از طرفداران اقای احمدی نزاد خواهش میکنم به جای چشم بستن برروی حقیقت ذهنتان را نسبت به مسائل سیاسی امر وز اگاهتر کنید وبه سوالاتی که از خیلی از شما ها داشتم وتا کنون جوابی نگرفتم جواب دهید تا شاید من به جرگه شما گرویدم وشاید شما دست از عقاید متعصبانه خود برداشتید.
1.ایا به دست اوردن انرزی هسته ای و در ادامه ان قبول قطعنامه هایی سنگین به همراهبیشترین ارا ارزشش را داشت؟
2.ایا فکر نمیکنید که اگر اقای خاتمی با دنیا تعاملی مسالمت امیزتر داشتند به فکر این نبودند که موزه افتخارات خود را رنگینتر کنند بلکه معتقد بودند برای حفظ ابرو وامنیت ایران میشود با صبوری بیشتری ابتکار عمل را در بر گرفت؟
3.ایا به نظر شما داشتن این علم با وجود تحریم های سنگین اقتصادی توانسته است به اقتصاد ایران کمک کند یا مانند همان لیسانسهایی است که در دانشگاها به افراد میدهند واگر اصولش را نداشته باشی به درد درکوزه میخورد؟
4.به نظر شما اگر این دولت در زماج جنگ وصدور قطعنامه سازمان ملل بود چه میکرد:برای امنیت ایران انرا قبول میکرد(کاری که امام کرد)یا باتمام شجاعت در برابر تمام دنیا می ایستاد واین ایستادگی را جشن میگرفت وبعد از ان بلاهایی عظیم تر به جان میخرید(کاری که این دولت کرد)
خدای نکرده نمیخواهم کسی را با امام ان سردمدار عرفان وسیاست یکی بدانم اما میخواهم بگویم رهرو راه امام بودن چیزی فراتر از سخن است.
ادامه داستان در قسمت بعد …
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید قبله همین جاست بیایید بیایید
باز فتنه . باز اشوب . از سمت غافلان . راستی به دنبال چه میگردید ؟ انسانی سوار بر اسب سفید برای نجات
هرچه بر سرمان بیاید حق ماست این ملت ملتی احساساتی و متعصب است کاش معنای واقعی ازادی تفسیر شدنی بود . کسی نمیداند یک جوان با احساسات داغ درست میگوید یا یک فرد میانسال با کلی مسئولیت . اما هرچه که باشد حقیقت چیزی دیگر است
باز هم بازیمان دادن اینبار با احمدی نژاد و موسوی چه ساده است بازی دادن ما
ای توپ های خوب قل بخورید که مسابقه تمام نشده
پیروزی بهترین منتخب 30 ساله انقلاب مبارک…
دکتر جون خیلی مخلصیم………………………..
دوستان. تا حالا به شباهت احمدی نژاد با میرزا اقا خان نوری توجه کردید؟تاریخ قاجار پر از امثال ایشونه…..خاک بر سر ما ملت که رئیس جمهورمون این اقاس
جاء الحق و ذهق الباطل ان الباطل کان زهوقا
با عرص سلام وخسته نباشید خدمت بهترین و سرافرازترین فرزند ایران اسلامی
همین را بگوییم که همیشه موقع نماز همواره برای سلامتی رهبر عزیزم و خادمین دولت دعا میکنیم واین کمترین کاری است که از ما بر می آید
خانم مریم حسابی خواب تشریف دارید!!!!!!!!!!!
بیدار شید لطفا و گرنه مغزتون دیگه کاملا از کار میفته!!!
خانم ستاره چشماتو بازکنی بد نیست
چرا خامنه ای بفکر کودتاست؟
چندی پیش علی خامنه ای ازعلمای قم خواسته بود که اعلمیت و جامع الشرایطی مجتبی ، پسر 32 ساله اش را به رسمیت بشناسند. این درخواست همچنین به طریقی از حوزه نجف هم شده بود. آیه الله العظمی سیستانی با این تقاضا بشدت به مخالفت برخواسته بود و حتی وقتی بواسطه روابط، این درخواست از طریق غلامعلی حداد عادل ، پدر زن مجتبی، به گوش آیه الله رسیده بود وی بشدت ازین گستاخی برآشفته شده بود. بهرحال نجف زیر بار درخواست خامنه ای نرفت.
در قم امــــــــا وضع به گونه ای دیگر است.. بسیاری از مراجع جیره خوار و مزدور حکومتند و عده ای هم تنها گوشه عافیت اختیار نموده اند و دخالتی در اوضاع نمی کنند. مراحل پذیرش اعلمیت آقا مجتبی به مانند آیه الله شدن پدرش بسرعت برق طی شده و طبق شنیده ها، مجتبی خامنه ای در حال حاضر اجازه فتوی از آیات اعظام مکارم شیرازی، فاضل لنکرانی ، صافی گلپایگانی و مرحوم بهجت را دارد.
مجتبی عاشق و دیوانه قدرت است. او در جوانی هم نشان داده که برای مطرح کردن خود از چیزی هراس ندارد (خاطرات حضور مجتبی خامنه ای و مهدی هاشمی در جبهه را در تابناک بخوانید). اما مجتبی از سال 1384 دیگر مجتبی محجوب دهه 70 نیست. او از طرف شیخ مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی به دخالت مستقیم در انتخابات محکوم شد. او پاسخ نامه مهدی کروبی را قبل از اینکه بدست پدر برسد عتاب آلود داد. پدر هم از پسر حمایت کرد و باعث شد تا هاشمی شکایت به خدا ببرد.
در انتخابات اخیر مجتبی چون دور قبلی انتظار داشت که با بسیج 5 میلیون رای خاموش نتیجه را به نفع کاندیدای مورد حمایت رهبر به پایان برساند، اما آن 5 میلیون با سایر آراء داده شده به احمدی نژاد به هشت میلیون هم نرسید. اینجا بود که مجتبی دست بکار شد: دستور مقام رهبری (بخوانید مجتبی) به فرمانده کل سپاه برای دخالت مستقیم در انتخابات و اعلام نتیجه مورد نظر رهبر. سپس رهبر در سناریوی کودتا در صبح روز بعد از رأی گیری و بر خلاف رویه، اقدام به تنفیذ ریاست جمهوری احمدی نژاد و سپس تایید مجدد صحت انتخابات در سه روز بعد کرد.
تنها کسی که بین کاندیداها می تواند منویات رهبر را به پیش ببرد احمدی نژاد است و در آن شکی نیست. خامنه ای بیمار است و اجل مرگ را هر روز نزدیکتر از پیش می بیند. سرطان ریه و پرستات امان رهبر را گرفته است. اکنون رهبر از کیم جونگ ایل الگو برداری خواهد کرد: اعلام جانشین پیش از مرگ، تا انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان نیافتد و در این بین به تغییراتی در قانون اساسی به پیشنهاد رئیس جمهور لازم است.
۱ – برفرض که خامنه ای سالم باشد، هر رئیس جمهوری غیر از احمدی نژاد، خامنه ای را در موضع دفاعی قرار می دهد و او مجبور است مداخلات خود را در امور کشور محدود کند.
۲ – اما اگر بیماری او واقعی باشد و مسئله انتخاب جانشین برای وی ، مسئله آینده نزدیک باشد، «بیت رهبری» و مافیاهای نظامی – مالی می باید از هم اکنون، انتخاب جانشین او را برنامه گذاری کنند. گرایشهائی تلاش بسیار می کنند فرزند او آقا مجتبی را جانشین وی کنند. در جمع، بنا بر این است که تکلیف جانشین خامنه ای در زمان حیات او معین شود. به همین دلیل نیاز بود دست به جراحی بزرگی در نظام بزنند. می باید همه گرایشها و شخصیت ها را که می توانند در تعیین رهبری نا سازگار با مافیای خامنه ای و مافیاهای نظامی – مالی، نقش داشته باشند، کنار بزنند. به همین دلیل نیاز به حضور و ادامه کار دروغگویی و آلت فعلی به نام احمدی نژاد نیاز است. لذا، مجتبی برای جانشین شدن به جای وی و نیز برای این که رهبر متعلق به این مافیاها باشد، نیاز به این دارد که احمدی نژاد رئیس جمهوری باشد. رؤسای دو قوه دیگر نیز، از «خودی» ها باشند و هاشمی رفسنجانی هم در مقام ریاست خبرگان رهبری و ریاست شورای تشخیص مصلحت نظام نماند. یا بقدری تضعیف شود که کاری از او ساخته نباشد.
مجتبی، تحت نظر و امثال مصباح یزدی بار آمده و اینک همه کاره «بیت» گشته و خواستار ادامه ریاست جمهوری احمدی نژاد شده و دستیار پدر خود در انجام تقلب بزرگ انتخاباتی شده است.
طراحان تقلب بزرگ با به میدان آوردن موسوی و باز گذاشتن فضای انتخاباتی مردم را فریب دادند و مردم نیز در فضای آزاد ایجاد شده امیدوار به انتخاب رییس جمهوری شدند که فکر می کردند نسبت به خامنه ای، تا حدودی استقلال رأی دارد و بحران ساز نیست. اما برنامه گذاران به خوبی می دانستند چه هدفی را تعقیب می کنند. وگرنه امکان نداشت اجازه دهند دختران و پسران در میادین و خیابانهای تهران و شهرستانها جمع شوند و آزاد و شاد، مخالفت خود را با رژیم اظهار کنند. طراحان تقلب بزرگ وانمود کردند که از نظر آنها، هر یک از چهار نامزد رأی بیاورد، پذیرفته است. تا زمان برگزاری انتخابات نظام دندان بر جگر گذاشتند و تمام اتهامات به احمدی نژاد و تعرض ها به خامنه ای را تحمل کردند. عجیب اینکه هیچ چماقداری در خیابانها نبود که با این شعارها که برخی کل نظام را هدف گرفته بود برخورد کند .
احمدی نزاد اگه مردی وکشور بر ات اهمیت داره پاتو بکش کنار.وگرنه با این خودخواهیهیات این انقلاب روازبین میبری اینم بدون دیگه خانواده ها اجازه نمیدن بچه هاشون بیان وگوشت جلوی توپ وتانک بشن .
فاطمه خانم اشتباه فکر می کنی .برخورد احمدی نژادباکفار ودشمنانمان برخورد قرانی است ضمنا همین الان هم خانواده ها حاضرند خود وبچه هایشان را درراه اسلام وعزت ملی قربانی کنند
فاطمه خانم اشتباه فکر می کنیدبرخورداحمدی نژادباکفار ودشمنانمان برخوردبرگرفته از قران است ضمنا همین الان هم خانواده ها حاضرند خود وبچه هایشان را درراه اسلام وعزت ملی قربانی کنند
با سلام .اميدوارم روزي برسد كه مردم با ارتقا فكري خود بدانند كه براي چطور پوشيدن،چه روزنامه اي خواندن و به چه چيزي فكر كردن نياز به وصي قيم ندارد و اگر خدا از خودش به آيت ا.. دميده به من و تو و او هم دميده.پس هيچ كس از ديگري به خدا نزديك تر نيست و هيچ كسي حق ندارد خود را به دليل با تقوا تر بودن از ديگري برتر بداند و هر بلايي كه ميخواهد به سر آنيكي بياورد.انشا الله خدا هر چه خير ست آن را عطا فرمايد.
آقای احمدی نراد خودت هم می دونی که چه گندی به کشور زدی حالا امیدوارم درس عبرتی باسد برای این دوره تو تنهایی کمی هم با خودت فکر کن و یادت باشه آن دنیا تو یک وجب جا
می خوابی این قدر به ملت ایران خیانت نکن و پول مردم ایرانها را به عربها نده مردم ما بیشتر لز عربها نیازمندند
سلام
اول از همه بگميه عدتون اون اول خودتون رو نشون دادين آقاي كامران كه گفتيد احمدي نژاديها با بيسكوييت گول ميخوريم خاستم بگم حداقل ما با بيسكوييت گول ميخوريم كه واقعيت داره اما شما با كلمه ازادي گول ميخوريد كه واقعيت نداره
دوم اقايون و خانومايي كه اون اول اون حرفا رو زديد نشون داديد كه 20 سال رهبريت فرهنگ ايران به دست چه كسي بوده هموني كه ميگفت اداب مرد به ز دولت اوست اون كه 20 رييس فرهنگستان ايران و طرفداراش با بي فرهنگي اين حرفا رو زدن
اقا كامران همش كه نقد بود نديدي؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
فاطمه خانم ديكتاتور كيه اوني كه با راي اومده يا اوني كه با خون امومده تو اين در گيريا داداش منو زدن و اقاي موسوي بايد جواب پس بده من از حقش نميگذرم
اره موسوي تمام تلاش خودشو كرد تا فرهنگ ما رو گند بزنه
[...] [...]
کی میدونه امام زمان کی ظهور می کنن؟
ای متجاوز که نداری وطن
کینه ی تو در رگ هر مرد و زن
آن خس و خاشاک تویی نا نجیب
تشنه ی قدرت زده ی در فریب
مکتب تو جهل و خرافات و وهم
نیست تورا از وطنم جمله سهم
دامن خود گیرو ز ایران ببر
بیشه ی شیر است نه جولان خر!
خون وطن میچکد از چنگ تو
وای بر آن شعله ی نیرنگ تو !!
روبه بر تن زده شولای شیر !
دور شو از بیشه ی ایران بمیر
وه! به محمد(ص)که تویی زاده اش
آنکه به آماج فنا داده اش !!
هاله ی جهل است نه نور ای دغل !!
پارسیان را نسزد این عمل !!
پارسی ام گوهر کوروش نشان!
چون تو عرب نیستم ای بی نشان
سلام و درود بر پیامبر و آلش ودرود بر روح بلند کوروش کبیر و بر آنان که حقیقتا پارسی اند
میر حسین موسوی و خاتمی دو سید آل پیامبر و مورد احترامند و خدا و مردم بهتر از هر شخص دیگه ای می دانند به کدام کاندید رای دادند و می دانند که حق دیر یا زود آشکار می شود
فقط آگاه باشید که اینان می خواهند مردم را رو در روی هم قرار دهند و به هر بهانه ای خون حق طلبان را بیشتر بریزند و خود نظاره گر این نزاع و این برادر کشی باشند و به اهداف پلید خود وجه قانونی بدهند تا بیشتر از بیت المال چپاول کنند
درود بر روح بلند و آزادی خواه کشته شدگان اخیر
مگر آقای دکتر احمدی نژاد سریال جومونگ نگاه می کنند که می گویند خدا (امام زمان و…) مرا حمایت می کند!
اقای علیرضاخان اشتباه نکن …برام بنویس چندسالته ..بچه کجایی…
اونی که می گه هاله نور هست شاید ما نمی بینیم آخه یه ادم دروغگو چه طوری می تونه انقدر پاک و منزه باشه که هاله نور داشته باشه مگه دروغ از گناهان کبیره نیست.
به اون ادمای با سطح فکر پایین میگم سعی کنین دور برتونو خوب ببینید که این طوری کسی مثل احمدی لعنتی سر کارتون نذاره.
چه اهمیتی داره؟من 28سالمه واهل شمالم.راستی روحرفام فکر کردید؟ غرضم کشف حقیقته نه چیزدیگه.موفق باشید
دوست داریم حتی اگر تمام دنیا ازت بد بگوید .برایتان ارزوی موفقیت می کنیم وفقط کاری بکن که همیشه با غرور وعزت نامت رابرزبان بیاوریم.شما مایه فخر ما می باشید
خدا رو شکر
کون خودتون رو پاره کنید احمدی نژاد با 25 میلیون رای رئیس جمهور شده چه بخواهید چه نخواهید
حالا هی زور بزنید
اول برید نماز خوندن یاد بگیرید تا با کفش و بی وضو نماز نخونید بعد بیاد الله اکبر بگید تا حداقل پیش خدا ضایع نشید
بنا بر گزارش حزب سبزهای آلمان جنبش سبز ایران باید رنگ خود را به قهوه ای تغییر دهد چون با این حرکت تماما دروغ و بدون هدف و برنامه خود و بدون داشتن حتی یک سند مکتوب و با داشتن تائیدیه 41 هزار ناظر خود در پای صندوقهای رای برای صحت انتخابات ایران گه زده است به رنگ سبز
نقد استدلالهاي آقاي موسوي براي تقلب در انتخابات
بنا به آمار رسمي، در جريان راهپيمايي ها و اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوري تا امروز هفت نفر كشته و دهها نفر زخمي شده اند. حجم خسارت به اموال عمومي و خصوصي و همچنين هزينه سنگين سياسي كه اين اجتماعات بعضا خشونت آميز و خصوصا سركوب خشونت بار آنها توسط پاره اي از نيروهاي انتظامي و شبه انتظامي، بر كشور ما و منافع ملي آن تحميل كرده قابل احصا نيست. از آنجا كه ريشه همه اين حوادث بدون شك به ادعاي رقيب اصلي و شكست خورده در اين انتخابات در خصوص «تقلب گسترده» و «دستكاري در آراء» باز مي گردد – كه اتهامي بسيار سنگين است – اين نوشتار بر آن است تا به مهمترين و اصلي ترين متني كه تاكنون توسط جناب آقاي ميرحسين موسوي جهت شكايت از نتايج انتخابات نوشته شده مراجعه نموده و با بررسي و تحليل دقيق اين متن، به شالوده شكني و يا واسازي (Deconstruction) دلايل و استدلالهاي ارائه شده در آن بپردازد. اميد است كه در فرايند واكاوي اين متن، قوت و استحكام و پشتوانه استدلال هاي ارائه شده در آن مبني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات – كه عملا به معني جابجا شدن بالغ بر 10 ميليون راي است – تا حدوي روشن شود. آشكار شدن وزن اين استدلالها مشخص مي كند كه آيا آنها اين اندازه پايه و اساس داشته است كه خون هفت انسان به پاي آنها ريخته شود؟
1. آقای ميرحسين موسوي در اولين بند نامه اش به شوراي نگهبان – كه قاعدتا بايد حاوي محكم ترين استدلال او مبني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات باشد – بر خلاف تصور خواننده اصلا به موضوع «تقلب» در انتخابات اشاره نمي كند. ايشان در اين بند به موضوعي اشاره مي كند كه هيچگونه ارتباط مستقيمي به موضوع «تقلب» ندارد. تاكيد كردن بر محتواي مناظره هاي انتخاباتي در بند اول نامه موسوي به نظرم از چند جهت بسيار معنادار و حتي برملا كننده است.
1.1: شايد منظور آقای موسوي اين است كه سخنان مطرح شده توسط محمود احمدي نژاد در مناظره ها عليه برخي شخصيتها و آقازاده ها، به تحريك و «اغفال» گسترده مردم منجر شد و باعث شد آنها هيجاني شده و فوج فوج به احمدي نژاد تمايل پيدا كنند. در اين صورت كه آقاي موسوي پذيرفته است كه رقيب ايشان راي بسيار بالايي در انتخابات آورده است. واقعا اگر مهندس موسوي قائل بوده است كه مطالب عنوان شده در مناظره ها اينچنين تاثير دگرگون كننده اي در نتيجه انتخابات داشته است چرا در همان روز پس از مناظره در اعتراض به طرح اين مطالب از اين رقابت «ناعادلانه» خارج نشد؟ چرا ايشان به حضور در اين مناظره ها ادامه داد؟ و از همه مهمتر چرا ايشان علي رغم همه مطالب مطرح شده در مناظره ها، در آخرين ساعات روز انتخابات بطور قاطع خود را برنده اين انتخابات اعلام كرد؟
1.2: اينكه اولين بند نامه موسوي با ذكر نام به تجليل و دفاع از «مظلوميت» آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي ناطق نوري در مناظره ها اختصاص مي يابد، ناخواسته بازگوكننده ريشه ها و علتهاي اصلي راه اندازي راهپيمايي ها و اعتراضات در چند روز گذشته است. همان «جوشش آتشفشاني» و «بنزين» و «دود و آتش» كه قبلا هشدارش داده شده بود. واقعا چه نسبتي ميان آن نامه آقاي هاشمي و اين نامه جناب موسوي وجود دارد؟ آيا مير حسين موسوي در بند اول نامه اش دارد اذعان مي كند كه اعتراض اصلي او و حاميان او در اين اجتماعات و راهپيمايي ها به برده شدن اسم هاشمي و ناطق و فرزندان آنها در مناظره هاي انتخاباتي است؟ اگرنه چه لزومي داشته كه اين موضوع در سرلوحه نامه او قرار گيرد؟
1.3: فرض مي كنيم كه احمدي نژاد در اعلام اسامي اشخاص در مناظره ها و نسبت دادن تخلفات مالي به آنها مرتكب تخلف در تبليغات انتخاباتي شده باشد. آيا اين تخلف در تبليغات به معناي «تقلب» در نتايج است؟ روشن است كه افرادي كه حقي از آنها ضايع شده مي توانند خواستار پخش پاسخ خود از صدا و سيما باشند و يا حتي موضوع را بطور قانوني پيگيري كنند. اما حتي در اين صورت نيز هيچ خللي بر نتيجه انتخابات وارد نيست. اينها دو موضوع جدا از هم هستند.
2. در بند دوم نامه، باز انتظار ما براي بيان مستنداتي از «تقلب گسترده» توسط ميرحسين موسوي به نتيجه نمي رسد. در اين بند موسوي دوباره به مناظره ها رجوع كرده و طرح «مطالب خلاف امنيت ملي» و «زير سوال بردن بنيانگذار جمهوري اسلامي» توسط احمدي نژاد را به عنوان دليل وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مطره مي كند. در اين خصوص چند مطلب قابل بيان است:
2.1: آقاي موسوي به عنوان يك نامزد هيچگونه مسئوليت قانوني در قبال تشخيص و مراقبت از «امنيت ملي» ندارند. طبعا رييس جمهور به عنوان «رييس شوراي عالي امنيت ملي» بيش از ديگران در اين خصوص به اطلاعات دسترسي داشته و جهت مراقبت از امنيت ملي مسئوليت و اختيار قانوني دارد. در سالهاي گدشته ديده ايم كه چگونه اشخاصي امنيت و منافع شخصي خود را به «منافع و امنيت ملي» گره مي زنند و خواستار سلب آزادي ها و حقوق مردم مي شدند. ايا آقاي موسوي هم مي خواهد با چنين شيوه اي راي 24 ميليون شهروند را باطل كند؟
2.2: ادعاي «زيرسوال بردن بنيانگذار انقلاب اسلامي» نيز ادعاي بسيار قابل توجهي است. ظاهرا آقاي موسوي كليه اقدامات دولت خود و دوستان خود در دهه شصت را عينا مورد تاييد امام خميني (ره) مي داند. در سالهاي گذشته ديده بوديم كه برخي از متعصبين جناح راست حتي انتقاد به يك آبدارچي بنياد مستعضفان را ضديت با ولايت فقيه مي دانستند چون معتقد بودند كه رييس اين بنياد توسط رهبري منصوب مي شود و آن آبدارچي هم در سلسله مراتبي توسط آن رييس منصوب مي شود پس آن آبدارچي منصوب ولي فقيه است و هركس با آن آبدارچي مخالف باشد مخالف ولايت فقيه است! ايا عجيب نيست كه شخصيت فرهيخته اي چون آقاي موسوي به چنين استدلالی براي دفاع از تماميت عملكرد خود در دهه شصت دست يازد؟ چرا ايشان انتقاد از مواردي چون گزينش هاي بسيار سخت گيرانه، ارعاب 99 نماينده مجلس مخالف دولت و يا حتي بخشنامه لباس مشكي و قهوه اي – كه آشكارا امروز غير قابل دفاع هستند – را «زير سوال بردن امام خميني» مي داند؟ بديهي است كه اينها اعمال دولت ايشان و يا دوستان و حاميان ايشان بوده است و نه اقدامات امام راحل (ره).
2.3: اگر استدلال آقاي موسوي را بپذيريم، قاعدتا انتقادهاي شديد و بي رحمانه ايشان و ديگر كانديداها از عملكرد دولت نهم نيز «زير سوال بردن ولايت فقيه كنوني» است. چون همانطور كه اما راحل در دهه شصت بطور آشكار از دولت موسوي حمايت مي كرد، رهبري فعلي نيز در سالهاي گذشته از دولت نهم حمايت كرده است. آيا آقاي موسوي مي پذيرد كه اعمال خودش در اين انتخابات زيرسوال بردن ولايت فقيه بوده است؟
2.4: به فرض كه آقاي احمدي نژاد «مطالب خلاف امنيت ملي» در مناظره ها بيان كرده باشد و حتي امام راحل (ره) را زير سوال برده باشد. آيا اين دليل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ دوباره سوال مي كنيم اگر اينقدر حرمتها و قداستها شكسته شده بود، اصلا چرا آقاي موسوي حاضر شد در چنين انتخاباتي حاضر شود و حتي پيشاپيش خود را پيروز آن اعلام كند؟ نكند آقاي موسوي بر اين باور است كه چون حرمتها شكسته شدن ومقدسات زير سوال رفت راي آقاي احمدي نژاد به 24 ميليون رسيد؟
3. بالاخره در بند سوم نامه آقاي موسوي به موضوعي اشاره مي كنند كه ارتباط به روز انتخابات دارد. در اين بند ايشان از عدم صدور كارت براي تعدادي از ناظرين ايشان و آقاي كروبي اعتراض مي كند. در خصوص اين بند نيز چند نكته گفتني است:
3.1: در اينجا آقاي موسوي به اصطلاح به نيمه خالي ليوان اشاره كرده اند. طبعا وزرات كشور بايد در اين مورد پاسخگو باشد كه چرا به تعداد درخواست شده كارت صادر نشده است. البته آنها نيز در پاسخ به مواردي همچون ناقص بودن مدارك ارسالي ناظرين اشاره كرده اند كه بنده نمي توانم قضاوتي درباره ادعاي طرفين داشته باشم. اما سوال اين است كه چرا جناب موسوي كه با قاطعيت هرچه تمام از «تقلب گسترده» در انتخابات سحن گفته اند به جاي آنكه ابتدا لااقل به يك گزارش مستند و دقيق از يكي از چند هزار ناظر خود بر سر صندوق ها اشاره كنند، مبناي اعتراض خود را بر يك موضوع «عدمي» قرار داده اند. قاعدتا اگر تقلبي به گستردگي 10 ميليون راي در سطح كشور رخ مي داد لااقل دهها نفر از ميان چند هزار ناظر آقاي موسوي مي بايست به شواهدي در اين خصوص دست يافته باشند. چرا آقاي موسوي بجاي استناد به آنها به «عدم وجود ناظر» در برخي صندوقها اشاره مي كند كه حتي در فرض صحت هم نمي توان آنرا في نفسه دليلي بر وجود قطعي تقلب دانست. آيا آقاي موسوي اخلاقا مي تواند مدعي شود كه هرجا ناظر من نبوده قطعا تقلب شده است؟
3.2: قابل قبول است كه آقاي موسوي در مورد صندوقهايي كه ناظر نداشته اند داراي شك و شبهه باشد. اين شك كاملا معقول و منطقي است. اما راه حل برطرف شدن آن اين است كه ايشان خواستار بازشماري تعدادي از اين صندوقها بصورت تصادفي شوند و نتايج آنها را با صندوقهايي در همان منطقه و شهر مقايسه كنند كه در آنجا ناظر داشته اند و ببينند كه آيا چنان تفاوت فاحشي وجود دارد يا خير. قطعا ايشان مي دانند كه براي آنكه 10 ميليون راي جابجا شود بطور متوسط 10 هزار صندوق مي بايست كاملا داراي آراء واژگون شده باشد. شناسايي و پيدا كردن اين 10 هزار صندوق اصلا كار دشواري نيست. خصوصا براي جناب آقاي محتشمي رييس كميته صيانت آقاي موسوي كه خود در زمينه تخلف انتخاباتي در مقام وزير كشور داراي سوابق قابل توجه هستند.*
3.3: اين پرسش مهمي است كه چرا آقاي موسوي در اين نامه بطور مشخص به هيچ حوزه اي كه در آن «تقلب گسترده» صورت گرفته باشد اشاره نمي كنند؟
4. در بند چهارم آقاي موسوي نسبت به استفاده از كامپيوتر و شيوه آنلاين در اعلام نتايج آرا هر صندوق به ستاد مركزي انتخابات اعتراض مي كند. اين اعتراض البته در جاي خود قابل بررسي است اما هيچ عقل سليمي نمي پذيرد كه به صرف اينكه نتايج هر صندوق در حضور همه اعضاي هيات اجرايي و نظارت و ناظرين كانديداها (در صورت حضور) وارد كامپيوتر شده و به طور آنلاين به ستاد انتخابات اعلام شده ، پس در انتخابات «تقلب گسترده» صورت گرفته است. شايد اين شيوه جديد و استفاده از فناوري نوين ابهاماتي داشته باشد، اما قطعا صورتجلسه هاي همه صندوقها موجود است و بنا به اعلام وزارت كشور نيز قبل از اعلام نتيجه نهايي همه صورت جلسه هاي مكتوب با آمار اعلام شده كامپيوتري مجددا تطبيق داده شده است. اگر هم شكي و شبهه اي هست قطعا با مراجعه به صورت جلسه ها قابل رفع است. پس چه حجتي داريم كه اينگونه با قاطعيت بگوييم چون در اعلام نتايج از كامپيوتر استفاده شده حتما «تقلب گسترده» صورت گرفته است؟
5. در بند پنج آقاي موسوي به موضوع كمبود تعرفه اشاره كرده اند كه به ادعاي ايشان در برخي حوزه ها موجب توقف راي گيري شده است. اولا نفس كمبود تعرفه با توجه به مشاركت 85 درصدي در انتخابات امر عجيبي نيست. ضمن اينكه بنا به اعلام وزارت كشور به هر شعبه اعلام شده بود كه به محض اينكه استفاده از آخرين بسته صد برگي راي را شروع كردند اعلام اتمام تعرفه كنند تا در اين فاصله تعرفه هاي جديد براي انها ارسال شود. لذا اعلام اتمام تعرفه به معني تعطيلي راي گيري نيست. آقاي موسوي اشاره اي به هيچ صندوقي كه در آن راي گيري متوقف شده باشد نكرده اند اما بنا به اعلام ستاد انتخابات هيچ صندوقي به دليل اتمام تعرفه راي گيري را تعطيل نكرده است. اما باز اينجا فرض را بر صحت قول جناب موسوي مي گذاريم كه واقعا در برخي صندوقها تعرفه تمام و راي گيري متوقف شده است. در اينجا چند پرسش پيش مي آيد:
5.1: آيا اتمام تعرفه در يك يا چند صندوق دليل بر «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ واقعا معلوم نيست تعريف آقاي موسوي از تقلب چيست؟
5.2: چرا با آنكه آقاي موسوي در مبارزه انتخاباتي اينهمه «احساس خطر» كرده بود و هشدار داده بود و با اينكه به زعم ايشان در مناظره ها «استوانه هاي نظام» مورد هتك حرمت قرا گرفته بودند و «مقدسات» زير سوال رفته بود، چرا طرفداران ايشان آنقدر همت نداشتند كه در ساعات آغازين راي گيري براي مشاركت در اين انتخابات حساس و جلوگيري از تداوم اين «فاجعه» پاي سر صندوقها حاضر شوند؟
5.3: آقاي موسوي از كجا مي دانند كه همه آن افرادي كه در حوزه هاي تعطيل شده موفق به دادن راي نشدند طرفدار ايشان بوده اند؟ از كجا معلوم كه بسياري از آنها قصد نداشتند به آقاي احمدي نژاد راي دهند؟ در اينجا نيز استدلال آقاي موسوي مبتني بر يك مقوله عدمي و موهوم است. شبيه همان شعار غيبي است كه اصلاح طلبان سالها مي دادند و طي استدلالي غريب مدعي بودند كه همه آنهايي كه در انتخاباتها راي نمي دهند در دلشان طرفدار اصلاح طلبان هستند!
6. همانطور كه در ارزيابي بندهاي بالا مشاهده شد آقاي موسوي هيچ استدلال محكم و قابل اعتنايي براي اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نكرده اند. بجاي چنين استدلالهايي، ايشان گاه به موارد بي ارتباط با روز انتخابات و روند شمارش آرا اشاره كرده اند، يا به مواردي كه ممكن است بي ربط نباشد اما يا صرفا در حد شك و شبه است و يا در اصل اعتراض به مواردي غير از «تقلب» است. از اين رو عجيب است كه در بند ششم نامه، ايشان مي گويد كه «علاوه بر موارد فوق» 80 مورد تخلف ديگر نيز در روز انتخابات به شوراي نگهبان اعلام شده است. در مورد اين بند نيز چند نكته گفتني است:
6.1: در اينجا ايشان ارجاع به مواردي مي دهد كه براي خواننده مبهم و مجهول است. واقعا پرسش اينجا است كه چرا ايشان لااقل چند مورد از اين تخلفات را همچون موارد ذكر شده در بندهاي بالا در متن نامه خود به شوراي نگهبان ذكر نكرده است.
6.2: بر هر آشناي با الفباي سياست و حتي هر عقل سليمي كاملا واضح و روشن است كه اگر جناب موسوي در ميان اين 80 مورد حتي يك مورد را پيدا مي كرد كه بر ملا كننده تخلفي چشمگير و افشاگر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مي بود، قاعدتا مي بايست آنرا در اين نامه، كه مهمترين متن و سند اعتراض او به اين انتخابات است، مورد اشاره قرار مي داد. نمي تون پذيرفت كه ايشان مثلا ايثار كرده اند و يا براي حفظ مصالح مملكت از بيان برخي تخلفات خودداري كرده اند! امروز خون هفت انسان پاي ادعاي «تقلب» در انتخابات ريخته شده است. طبعا آقاي موسوي كه تا اينجا جلو آمده نمي توانسته در نوشتن نامه اش ملاحظه مصلحت داشته باشد. نتيجه آنكه اين 80 مورد هم به احتمال به قريب يقين هيچ مورد قابل ملاحظه و تاثيرگذاري نبوده كه بتوان بر آن تكيه كرد و نتايج انتخابات را زير سوال برد.
7. در بند هفتم مجددا آقاي موسوي براي اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات به يك موضوع پيشا – انتخاباتي اشاره كرده است. از نظر ايشان اينكه آقاي احمدي نژاد قبل از انتخابات از پيروزي خود سخن گفته «في نفسه» دليل روشن و آشكاري است بر وجود «قصد» دستكاري در آراء. آقاي موسوي همچنين انعكاس پيشاپيش پيروزي احمدي نژاد در برخي رسانه ها را تاييدي بر اين موضوع دانسته است. در اين مورد نيز چند مطلب قابل ذكر است:
7.1: آقاي احمدي نژاد تنها كانديدايي نبودند كه در روند تبليغات انتخاباتي از پيروزي خود در انتخابات سخن گفتند. نه تنها ستاد آقاي موسوي بطور مكرر از پيروزي چشمگير ايشان خبر مي داد بلكه شخص ايشان حتي قبل از شروع شمارش آرا با اطميناني بي سابقه و منطقي شگفت اعلام كرد كه پيروز قاطع انتخابات است و هرنتيجه اي غير از اين، به معني دستكاري در انتخابات است! اگر استدلال بند هفتم ايشان درست باشد خود ايشان نيز متهم به «تقلب» هستند.
7.2: حتي اگر فرض كنيم كه سخن آقاي احمدي نژاد بيانگر «قصد» دست كاري در انتخابات بوده باشد. در چنين وضعي هر دانشجوي سال اول حقوق هم مي داند كه چنين «قصد» و يا «نيت مجرمانه اي» براي اثبات «وقوع جرم» – كه در اينجا وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است – كفايت نمي كند. در هر محكمه اي علاوه بر «نيت» مي بايست «مستندات» كافي براي محكوم كردن متهم وجود داشته باشد. به نظر مي رسد اقاي موسوي چون در ارائه اسناد و مدارك كافي براي اثبات «تقلب» دستشان خالي است به «نيت خواني» و «قضاوت داوودي» روي آورده اند.
8. در بند هشتم آقاي موسوي به «نقض ماده 40 جرائم نيروهاي مسلح» و «نقض ماده 68 قانون انتخابات» اشاره كرده اند. در مورد اول منظور ايشان «حضور نيروهاي نظامي و بسيج در انتخابات و در ميتينگ ها است»، و در مورد دوم اشاره ايشان به استفاده رييس جمهور و وزرا از امكانات دولتي براي سفر به استانها در ايام تبليغات انتخاباتي است. در اين دو مورد نيز چند مطلب قابل ذكر است:
8.1: معلوم نيست منظور ايشان از «حضور» نيروهاي نظامي در انتخابات چيست؟ روشن است كه مطلق حضور در انتخابات براي نظاميان در قانون منع نشده است. اگر منظور ايشان حضور در ستادهاي انتخاباتي و فعاليت به نفع يك كانديدا باشد كه اين قطعا ممنوع است. اما ايشان بايد براي اين ادعاي خود سند و مدرك داشته باشند. ايكاش لااقل به يك مورد از زمانها و يا مكانهايي كه چنين نيروهايي در انتخابات مداخله كرده اند اشاره مي كردند.
8.2: با توجه به اينكه ستاد آقاي موسوي از جمله ستادهايي بود كه با به كارگيري يك سردار بازنشسته به تاسيس شاخه بسيجيان اقدام نمود و رسما به عضو گيري از بسيجيان مي پرداخت، اعتراض ايشان به حضور بسيجيان در ميتينگهاي رقيب كمي عجيب به نظر مي رسد.
8.3: مجددا فرض را بر آن مي گذاريم كه ادعاي آقاي موسوي در اين بند نيز صحيح بوده و واقعا حضور نظاميان در ميتينگهاي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد رخ داده باشد. اما آيا اين مسئله دليل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مي شود؟
8.4: حتي اگر نظامياني در تبليغات انتخابات حضور يافته باشند رسيدگي به جرائم آنها بر عهده دادگاه ويژه نيروهاي مسلح است. اين «جرم» حتي در صورت وقوع ربطي به وزارت كشور و دولت – كه از نظر آقاي موسوي متهم رديف اول «تقلب گسترده» در انتخابات هستند – ندارد. شايد هم آقاي موسوي براين باور باشند كه حضور چند هزار بسيجي در يك ميتينگ انتخاباتي باعث دگرگوني 10 ميليوني درنتيجه آرا شده باشد!
8.5: اشاره آقاي موسوي به استفاده كردن دولتمردان از امكانات دولتي براي سفر به شهرستانها نيز از جنس بسياري مواردي مورد اشاره بالا است. روشن است كه در اين موضوع اگر تخلفي از قانون صورت گرفته باشد بايد به آن توسط مراجع فانوني رسيدگي شود. اما اولا اين اعتراض نيز مستلزم ارائه مستندات دقيق است و نه صرفا كلي گويي. ثانيا ربط اين مورد نيز به وجود «تقلب گسترده» در نتايج انتخابات معلوم نيست. آيا چون رييس جمهور از هواپيماي دولتي براي سفر به فلان شهرستان استفاده كرده مي توان نتيجه گرفت كه 10 ميليون راي جابجا شده است؟! ثالثا روشن نيست كه آيا منظور آقاي موسوي اين است كه رييس جمهور قانوني كشور براي سفر به شهرستان يا رفتن به ميتينگ انتخاباتي در ايام تبليغات انتخاباتي بايد از وسيله شخصي خود استفاده كند؟! آيا در انتخابات هاي گذشته رييس جمهور و وزرا براي تبليغ به شهرستانها سفر نمي كردند؟ آيا آنها با وسيله و امكانات شخصي سفر مي كردند؟
9. در حالي كه آقاي موسوي در نامه خود به شوراي نگهبان، همانطور كه در بالا مشخص شد هيچ گونه استدلال محكمه پسندي مبتني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نكرده است، ايشان در بند پاياني نامه بدون آنكه خواهان رسيدگي به موارد شك و شبهه خود شود، و يا آنكه مثلا خواستار بازشماري آرا در صندوقها شود، و يا حتي خواهان تشكيل كميته مستقل حقيقت ياب شود، درجا تقاضاي ابطال كل نتايج انتخابات را مطرح كرده است. چنين رويكردي در نوع خود بي سابقه و از نظر نگارنده بر ملا كننده حقيقت نهفته در پشت اين نامه و حرفهاي ناگفته در لابلاي سطر هاي آن است. آن حقيقت اين است كه جناب موسوي و دوستان ايشان، همچنان همان راديكالهاي سياسي و اقتصادي دهه شصت هستند. اين دوستان در دهه شصت هرگز شعار دموكراسي و آزادي نمي دانند و بلكه حتي براي نيروهاي انقلابي و منتقداني چون نويسندگان روزنامه رسالت نيز قائل به آزادي نبودند. اگر در دوراني آنها به شعار دموكراسي و آزادي روي آوردند صرفا از اين رو بود كه چنين شعارهايي از نظر سياسي به نفع آنها بود. آنچه به عنوان مطبوعات مستقل و آزاد دوران دوم خرداد از آن ياد مي شود، آيا چيزي بود جز مطبوعاتي كه توسط عوامل و بستگان مقامات دولتي، با وامهاي دولتي و كاغذ دولتي و آگهي هاي دولتي در راستاي حمايت از دولت راه افتاده بودند؟ اگر درباره «دموكرات نمايي» اين حضرات كوچكترين ترديدي داشتيم، با نوع برخورد آنها به نتايج اين انتخابات و نقش آنها در برانگيختن حوادث پسا- انتخاباتي ديگر جاي هيچ ترديدي باقي نمانده است. تن دادن به دموكراسي يعني تن دادن به شكست در انتخابات. شكافها و تناقضهاي متن آقاي موسوي برملاكننده اين واقعيت است كه ايشان در سپيدي هاي نامه اش به راي بالاي رقيب خود اذعان دارد اما از تن دادن به آن در سياهي هاي نوشته اش خودداري مي كند.
10. پرسش آخر من از جناب موسوي و همه آنهايي كه گمان مي كنند در اين انتخابات «تقلب گسترده» رخ داده است، مبتني بر جستجوي «انگيزه» چنين جرمي است. با توجه به اينكه جابجا كردن 10 ميليون راي بدون اطلاع و همكاري هيات هاي نظارت شوراي نگهبان عملا ناممكن است، بي شك كساني كه معتقد به وجود «تقلب گسترده» هستند بايد نه تنها وزارت كشور بلكه شوراي نگهبان را نيز در اين واقعه «شريك جرم» بدانند. بدين ترتيب معترضان در واقع دارند «نظام» را به تقلب در انتخابات متهم مي كنند. طبعا براي هر جرمي بايد انگيزه اي بايد وجود داشته باشد. «نظام» نيز مي بايد براي چنين «تقلب گسترده اي» انگيزه بسيار بالايي داشته باشد. اكنون پرسش اينجا است كه آن «نظامي» كه هشت سال دوران آقاي خاتمي را تحمل كرد و نه در انتخابات سال 1376 و نه در انتخابات سال 1380 چنين مداخله ايي نكرد و حتي انتخابات مجلس ششم را علي رغم عدم تاييد از سوي شوراي نگهبان و اعتراض شديد آقاي هاشمي رفسنجاني با حكم ولايي مورد تاييد قرار داد و حضور تندرو ترين عناصر دوم خرداد را در يكي از مهم ترين اركان قانوني كشور به مدت چهار سال تحمل كرد، چرا مي بايست اكنون در انتخابات اخير رياست جمهوري محتاج چنين «تقلب گسترده» اي باشد؟ مگر اين نبود كه همه كانديداهاي اين انتخابات به صراحت از تبعيت از اصول انقلاب و خط امام (ره) و جايگاه ولايت فقيه سخن گفته بوده و حتي از همراهي و هماهنگي خود با رهبري جهت رفع مشكلات قانوني سخن گفته بودند؟ مگر اين نبود كه رابطه شخصي جناب موسوي با مقام معظم رهبري تا بدانجا نزديك بود كه برخي از حاميان آقاي خاتمي همچون محمد علي ابطحي حتي آمدن موسوي به ميدان را نتيجه يك هماهنگي و برنامه ريزي در سطوح بالا مي دانستند؟ واقعا رييس جمهور چنين فردي چه خطري مي توانست براي «نظام» داشته باشد كه نياز به چنين «تقلب گسترده» باشد؟ حتي اگر به فرص محال انجام چنين تقلب 10 ميليوني را در عمل ممكن بدانيم عقلا و منطقا نمي توان هيچ دليل و انگيزه سياسي براي آن يافت. و مگر نه آنكه سالهاي سال اصلاح طلبان به مردم گفتند كه اگر مشاركت در انتخابات بالاي 70 درصد باشد امكان هرگونه تقلب در آن سلب مي شود؟ چه شده است كه امروز آنها حرف سابق خود را پس گرفته اند؟
* در انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي، جناح حامي دولت مهندس موسوي با سوار شدن بر موج تبليغاتي بر محور دوتايي «اسلام ناب – اسلام آمريكايي» كه بطور كلي توسط حضرت امام (ره) بيان شده بود، جمع كثيري از روحانيون باسابقه انقلاب را به داشتن «اسلام آمريكايي» متهم كردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانيون مبارز تازه تاسيس را بجاي فهرست جامعه روحانيت مبارز به مجلس بفرستند. در اين انتخابات كه آقاي محتشمي – رييس كنوني كميته صيانت آراء آقاي موسوي – وزير كشور و مجري انتخابات بود، گزارشهاي فراواني مبني بر تخلف در صندوقهاي راي وجود داشت. شوراي نگهبان از تاييد انتخابات خودداري كرد و به بازشماري برخي صندوقها پرداخت كه در موارد زيادي تخلف مجريان محرز شد. دولت آقاي موسوي با مراجعه به رهبر انقلاب خواستار مداخله ايشان در انتخابات و استفاده از حكم ولايي جهت تاييد انتخابات شد. با توجه به «شرايط حساس كشور» در نهايت امام راحل (ره) با صدور حكمي خواستار پايان يافتن بازشماري آراء شده و پرونده رسيدگي قانوني شوراي نگهبان به تخلفات انتخاباتي مختومه شد. بدنبال حكم حضرت امام (ره)، آيت الله صافي گلپايگاني دبير وقت شوراي نگهبان كه امروز از مراجع تقليد هستند از مقام خود استعفا داده و به قم مراجعت نمودند. اينكه امروز آقاي موسوي در اعتراض به نتيجه انتخابات به مراجعي چون آيت الله صافي نامه مي نويسد اما پاسخي نمي شنود، شايد چندان بي نكته نباشد.
سوال تلخ پیرامون وقایع اخیر
خوش بختانه یا بدبختانه در این دو سه هفته اخیر بیشتر زمانم صرف مباحثه، مطالعه، پی گیری اخبار سیاسی کشور و انتخابات از رسانه های داخلی و بیشتر خارجی و علیه نظام گذشته به طوری که زندگی شخصی و کاری ام را فلج کرده. این به این دلیل است که نه تنها شناخت عقلانی و منطقی حق از باطل اهمیت دارد بلکه باید خودم را وقف حمایت از آن حق کنم و جلوی تضییع و تخریب آن را هم بگیرم. این را یک وظیفه و نوعی جهاد می دانم. شعار نمی دهم.
خیلی-خیلی مطالب تو ذهنم داره می چرخه که می شه راجع به وقایع اخیر گفت. این جا فقط و فقط به چند مورد سوال و ادعا بسنده می کنم و باهاتون به اشتراک می ذارم…
1. مدرک و منبع مخدوش شدن آرای مردم و عدم همکاری شورای نگهبان چیست و کجاست؟ به چه کیفیت و نسبتی است؟ آیا خلاف روال سابق و قانونی است؟ در کدام شهر یا روستا؟ به چه میزان؟
2. موسوی در بیش از ۹۵% حوزه ها نماینده داشته و زیر فرم ۲۲ را هم امضاء کرده اند. به ۲۰۰ و اندی نماینده اجازه داده نشده چون مدارکشان کامل نبوده. بقیه ۵۷۸۳ نفر نماینده چه طور؟
3. سایت وزارت کشور شب قبل اعلام پیروزی احمدینژاد را هیچ وقت نکرد. به مرور که آرا خونده می شد، به مرور زمان نتایج را اعلام می کردند. اول از روستاها شروع شد و همین طور که به شهرها و در نهایت به تهران می رسیدند، آرای موسوی بیشتر و احمدی نژاد کم تر می شد. البته شاید اشتباه کردند که از اول به تفکیک شهرها اعلام نکردند، البته الان در دسترسه، ولی باز دلیل تقلب نیست، صرفا ایجاد شک می تونه بکنه.
4. چرا و چگونه بوده که به صورت خاص موسوی و اطرافیانش از هفته ها پیش بر طبل تقلب می زده اند؟ آیا این صحیح است؟ آیا این ها تهمت نیست؟ آیا این به صلاح مملکت بوده؟ آیا مدرکی داشتند؟ آنانی که حاضرند آمار جابه جا کنند و بیایند به دیگران تهمت بزنند و دروغ بگویند و چهره مملکت را به هر قیمتی سیاه نشان بدهند، آیا اگر از قبل یا بعد از انتخابات مدرکی داشتند ارائه نمی کردند؟
5. چرا موسوی ساعت ۱۱ شب جمعه اعلام پیروزی قاطع کرده و خود را رئیس جمهور اسلامی ایران می نامد؟ آیا این قابل مقایسه با حرف های انتخاباتی احمدی نژاد است که گفت “آن ها باور کرده اند که صحنه را واگذار کرده اند و ملت به صحنه آمده است و بازی را باخته اند و به دنبال ایجاد تنش هستند، من خواهش می کنم آرامش رو حفظ بکنید…” (اواخر نطق دفاعیه) آیا موسوی و کروبی لابه لای صحبت های انتخاباتی چنین حرف هایی را نمی زدند – که اشکالی هم ندارد. آیا موسوی هم تبلیغ انتخاباتی و صرفا پیش بینی کرد ساعت ۱۱ شب جمعه یا این که اعلام پیروزی کرد؟
6. چرا موسوی کنفرانس خبری شنبه ظهر را با عجله و دست پاچگی به جمعه شب تغییر داد؟
7. موسوی، زهرا رهنورد، عفت هاشمی چرا هنگام رای دادن گفت اگر موسوی رای نیاورد حتما تقلب شده؟ همسر هاشمی چرا به مردم می گوید به خیابان ها بریزید؟
8. چرا تمام رسانه های شیطانی غربی مثل تلویزیون صدای امریکا (با بودجه دولت امریکا)، رادیو فردا (با بودجه کنگره امریکا)، رادیو زمانه (با بودجه پارلمان هلند)، سی ان ان، بی بی سی (نیاز به توضیح ندارد!) و … در این مدت از موسوی و کروبی حمایت کرده اند؟ چرا هر وقت از موسوی نام می بردند از او به عنوان کاندیدای پیشتاز یاد می کردند و او را از پیش پیروز القاء می کردند؟
9. منفعت غرب از پیروزی موسوی و کروبی در چیست؟
10. صدای امریکا به صورت مداوم و علنی مردم رو ترقیب به هجوم به خیابان ها می کنه. بی بی سی هم با زیرکی مختص خودش، و البته موثرتر، با استفاده ابزاری و مصاحبه با عوامل دسته اولی و چندمی اغتشاشات و هم فکرانشان همین رو تشویق و القاء می کنه.
11. آیا اطرافیان درجه یک موسوی و کروبی به غیر از مصاحبه و ایجاد خوراک با آن رسانه ها کاری دیگری را اول نمی توانستند بکنند؟ آیا این مقرضانه نبوده؟ اگر هم نبوده، آیا این ها اگر زمام امور را در دست می گرفتند تاب اولین فشار سیاسی را میاوردند و می توانستند در یک فضای منطقی با اهرم های قانونی و یا نیروهای داخلی آن را حل کنند؟ یا این که در کوچک ترین ناملایمت، اگر مثل گذشته دست به نق نق و استعفا و قهر نمی زدند، سریعا دست به دامان رسانه های غربی می شدند؟
12. آیا حمله به بانک ها و فروشگاه ها و آتش زدن اتوبوس ها و موتورهای پلیس و تخریب اموال عمومی و غیره که اموال بیت المال است کار افرادی غیر از اراذل و اوباش می تواند باشد؟ آیا کار این افراد قانونی است؟ آیا انسانی است؟ آیا پلیس باید نظاره گر اغتشاشات باشد و برخورد نکند؟ غیر از این است که بعد از تذکرهای مکرر باید با جدیت وارد عمل شود؟
13. آیا شکی داریم که نظام ما را کودتاهای رنگین تهدید می کند؟ آیا شکستن قانون و نافرمانی های مدنی از اولین قدم های آن نیست؟
14. مسئول اصلی خرابی و خون هایی که ریخته می شه، ولو اگر در انتخابات تقلب شده باشه، به عهده میرحسین موسوی است. چرا که حتی اگر واقعا تقلب هم شده باشه، باز اول باید از مجاری قانونی عمل می شد. که متاسفانه نشده. امروز اگر در راه پیمایی اتفاقی بیافته باز به گردن موسوی است.
15. آیا رهبری، در پیامشان به ملت متذکر نشدند که ” گمان بر این است که دشمنان بخواهند با گونههائی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند” به صورت خاص به نامزدان و طرف دارانشان تذکر به “هوشیاری کامل در برابر تحرکات بدخواهانه و پرهیز از هرگونه رفتار و گفتار تحریک آمیز و بدگمانانه” ندادند؟
16. چه قدر موسوی و کروبی این تذکرات را آویزه گوش کرده اند؟ آیا اینان حقیقتا ولایت مدارند؟ صلاح جامعه را چه کسی بهتر تشخیص می دهد؟ شرعا و قانونا جای فرمانده و فرمانبر کجاست؟ مگر این گفته امام خمینی نیست که “پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیب نرسد”؟ مگر اینان در ظاهر سنگ امام را به سینه نمی زنند؟
17. آیا امام نفرمودند؛ ملاک، حال فعلی افراد است؟
18. موسوی و کروبی جای تشویش اذهان عمومی چرا از شیوه قانونی عمل نکردند، مثل رضایی به ارائه نامه و مستدلات به شورای نگهبان و تقاضای رسیدگی به صورت منطقی اقدام نکردند؟ یک راست اعلام به عدم قبولی و تقاضای ابطال نتایج می کنند. این منطقی است؟
19. در کشوری مثل امریکا، در سال ۲۰۰۰ که رقابت اصلی بین ال گور و جورج بوش بود، ظن قوی ای می رفت که بوش تقلب کرده. گور به صورت قانونی پروسه پی گیری و شکایت را شروع کرد، ولیکن در کم تر از یک هفته متوجه شد که این به نفع منافع ملی و ثبات کشورشان نیست. آیا این آقایان نیمی از این فهم سیاسی را ندارند که حداقل اقدام صحیح قانونی انجام دهند؟
20. مگر این غیر عادی است که نامزدها امید به پیروزی داشته باشند و بعضا جا بخورند از عدم پیروزیشان؟ آیا دیگران مشابه این سندرم توهم پیروزی را نداشته اند؟ مگر کسی چهار سال پیش فکر می کرد هاشمی انتخاب نشود؟ آیا همین حرکات بایست انجام می شد؟
21. اطرافیان و مشاوران موسوی و کروبی و حامیان داخلیشان چه کسانی هستند؟ کرباسچی، عبدالله نوری، مهاجرانی، ، ابطحی، سروش، حجاریان، مرعشی، رضا خاتمی، بهزاد نبوی، سازگارا، عطریانفر، مزروعی، تاج زاده، رمضان زاده، فاتح، زید آبادی و امثال این ها (که تازه خوباشن!) که کارنامه اشان سیاه از حرکات قانون گریزانه علیه منافع ملی است. کدام این ها چهره ی ولایت مدارانه دارند؟ آیا این ها از هر فرصتی سوء استفاده نکرده اند برای ضربه به نظام و جایگاه ولایت فقیه؟ دار و دسته اینان نبودند که آن حرکات را در مجلس ششم و دولت هفت و هشت انجام دادند؟
22. اینان دست پیش گرفته اند که پس نیافتند. مستقیما ولی فقیه را هدف گرفته اند و خود جار می زنند که آی جمهوریت نظام از دست دارد می رود. عجـــــــــب!
23. اینان به گفته رهبری یا خائنند یا بسیار غافلند.
24. هاشمی چرا به رهبری نامه ای به آن شکل گستاخانه می نویسد؟ آیا آن طرز نگارش ایجاد اتحاد و وفاق ملی می کند؟ ایشان به عنوان یکی از وزنه های نظام و یا حداقل یک ایرانی قطعا حقشان برای نامه نگاری حتی به صورت سرگشاده محفوظ است، هیچ اشکالی ندارد. اما با چه کیفیتی؟ ایشان آیا صرفا نصیحت برادرانه و دوستانه کرده اند و می شود تهمت های لفافانه ایشان را در سه جا نادیده گرفت؟ آیا قیاس احمدی نژاد به بنی صدر صحیح است؟ آیا سیاه نشان دادن چهره کشور صحیح است؟ اگر بگوئیم هاشمی به عنوان رئیس خبرگان نامه نوشته، کجای نامه اثری از خبرگان هست؟ چرا از این که از فرزندانش حرف زده شده گلایه می کند پس؟ آیا ایشان با اعضای خبرگان مشورتی کرده اصلا؟
25. طبق اصول ۱۰۸ و ۱۱۱ قانون اساسی از وظایف خبرگان رهبری نظارت و تشخیص به احراز شرایط فرد برای رهبری است. ابدا اجازه دخالت در عملکرد وی را ندارند. بنابراین فرض بر نگارش نامه هاشمی از این جایگاه بی معناست چرا که غیرقانونی است.
چراها و مطالب حقیقتا خیلی زیادند، منتهی نمی خواهم کمیت باعث عدم دقت به کیفیت مطالب اشاره شده بشود. شاید بعدها فرصتی شد.
به تعبیری این اتفاقات، البته تا مرحله ای، برای ما خوب هم می تونه باشه. چرا که زیر همین فشارهاست که عضلاتمون رو منقبض و منبسط می کنیم، در نتیجه خودمون رو می سنجیم، نقاط ضعف و قوتمون رو می شناسیم، آمادگیمون بیشتر می شه و با عرقی هم که می کنیم مواد زائد و چرکین رو از بدنمون بیرون می کنیم (حتی اگر اون چرک احمدینژاد باشه و ما نمیدونستیم) و روح و جسممون رو تصفیه.
بر هر حال شکی نیست که دشمنان کوردل این نظام باز هم تیرشان به سنگ خواهد خورد و تقدیر الهی بر این خواهد بود که این اتفاقات در نهایت در جهت رشد آگاهی ملت و پیشرفت مملکت باشد، ان شاء الله.
البته شاید هم من اشتباه می کنم، شاید حق با طرف دیگر است، شاید هم حق اصلا با هیچ یک بلکه طرف سه و چهاری باشد. شاید نگرش من اشتباه باشد. قطعا اگر استدلال منطقی، مستند و کافی وجود داشته باشد، نظر آدم عاقل می تواند تغییر کند.
اگر استدلالی هست، بفرمایید…
“پايان خاتمي”
با گذشت يک هفته از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري يکي از مهترين پيام هاي اين انتخابات به صورت کاملا زيرکانه اي از سوي طيف شکست خورده انتخابات مسکوت نگه داشته شد.
به گزارش سرويس دانشگاه برنا، به نقل از «خبرنامه دانشجويان ايران»؛ پنهان کردن پنجمين شکست پي در پي سيد محمد خاتمي که مهمترين ابزار جناح موسوم به اصلاح طلب براي جمع کردن ظرفيت اجتماعي در انتخابات است، يکي از مهمترين استراتژي هاي اتاق فکر اين طيف سياسي است.
در اين خصوص بررسي پنج انتخابات اخير در کشور (با احتساب دو دور انتخابات دور نهم رياست جمهوري) نشان مي دهد روند افول محبوبيت کانديداي اصلاح طلبان نه تنها مخصوص انتخابات اخير نبوده است بلکه در يک شيب معنادار از سال 8 با دومين دوره انتخابات شوراي شهر و روستا ها آغاز شد و با هفتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي ادامه يافت.
بر اين اساس اولين شکست رسمي سيد محمد خاتمي به نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر مي گردد، در اين انتخابات خاتمي به صراحت از مصطفي معين حمايت کرد اما بر خلاف انتظار وي، تنها 4 ميليون ايراني به معين راي دادند.
اين شکست براي خاتمي در هفته ي بعد از 27 خرداد ادامه يافت، چرا که حتي حمايت هاي معنادار سيد محمد خاتمي از هاشمي رفسنجاني موجب پيروزي هاشمي نشد، به اين ترتيب ناظران سياسي معتقد بودند عملکرد 8 ساله دولت اطلاحات به اندازه کافي از محبويت خاتمي کاسته است.
سال 85 نيز نيروهاي اصلاح طلب براي پايان دادن به شکست هاي خود، در سومين دوره ي انتخابات شواري شهر به صورت رسمي از عکس هاي خاتمي استفاده کردند و نتيجه باز هم چيزي جز شکست نبود.
هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي اما نقطه عطفي بود که حتي بعد ها موجب کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري دهم شد.
عنوان “ياران خاتمي” در حالي شهر هاي مختلف به خصوص تهران را پر کرد اما توفيق حداقلي اصلاح طلب ها در سومين دوره انتخابات شهر و روستا نيز از دست رفت و دست آخر تئوري پردازان اصلاح طلب را به اين نتيجه رساند که در دور دوم انتخابات مجلس هشتم به طور کلي از عکس و اسم خاتمي استفاده نکنند.
اما شکست سنگين و تاريخي آقاي خاتمي به هفته ي گذشته برمي گردد: فشار همه جانبه گروه هاي مرجع اصلاح طلب به خاتمي براي حضور در عرصه انتخابات موجب شد، وي از بهمن ماه سال 87 حدودا 40 روز کانديداي محبوب اصلاحات باشد، اما حضور يکباره ميرحسين موسوي در انتخابات و کناره گيري خاتمي اولين بذر هاي ناراحتي را در جبهه اصلاح طلب کاشت.
پس از کناره گيري خاتمي به بهانه حضور موسوي، خاتمي تبديل به رهبر جبهه اصلاح طلب شد، مسئله اي که به هيچ عنوان مورد قبول تمام احزاب اصلاح طلب قرار نگرفت.
خاتمي طبق پيش بيني ها با گرفتن عکس يادگاري، تمام و کمال به حمايت از ميرحسين موسوي پرداخت ولي نتيجه باز هم نشان داد تاريخ سياسي ايران به دوران “پايان خاتمي” رسيده است.
استفاده افراطي از چهره خاتمي در پوسترهاي مهندس موسوي، حضور چشمگير وي در فيلم انتخاباتي ميرحسين و اظهار نظرات متعدد وي در حمايت از کانديداي مشارکت و مجاهدين براي سنجش محبوبيت آقاي خاتمي کافي بود اما با عدم اقبال جامعه به ميرحسين موسوي يکي از دلايل کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات مشخص شد!
اين موضوع از اظهارنظرات خود شخص سيد محمد خاتمي نيز پيداست؛ آنجا که وي صريحا اعلام مي کند اگر من راي نياورم براي اصلاحات خيلي بد است.
اسخ وزارت كشور به ادعاهاي مير حسين موسوي
پيرو انتشار نامه 30/3/88 آقاي ميرحسين موسوي به شوراي نگهبان در برخي از رسانه ها كه حاوي ادعاهايي درخصوص روند برگزاري انتخابات بوده است، وزارت كشور به اين ادعاها پاسخ داد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور؛ متن پاسخ وزارت كشور به ادعاهاي موسوي بدين شرح است؛
در خصوص نامه آقاي ميرحسين موسوي مطالب زير به عرض ملت شريف و حماسه ساز ايران اسلامي مي رسد : نامه ايشان حاوي تناقضات آشكاري بوده و عمدتاً شامل مواردي كلي است كه فاقد مستندات عيني و حقوقي مي باشد . مواردي كه ايشان ادعا كرده اند، عبارت است از :
الف – پلمب صندوقهاي راي
1- طبق ماده 29 قانون انتخابات، بايد صندوقها قبل از شروع راي گيري پلمپ شود ، لذا در اين راستا به كليه نمايندگان نامزدها اطلاع داده شده بود كه لازم است راس ساعت 7 صبح در شعب اخذ راي حضور داشته باشند و اخذ راي نيز ساعت 8 صبح شروع گرديد . اگر برخي از نمايندگان آقاي موسوي در ساعت مقرر حضور نيافته و تاخير داشته اند ، اخذ راي از مردم كه مقابل شعب اخذ راي صف كشيده بوده اند را نمي توان به تعويق انداخت .
2- كلي گويي بدون اشاره به شماره صندوق مورد نظر كافي نيست . ايشان لازم بود كه شماره صندوق هاي مورد اعتراض را اعلام نمايند تا ضمن بررسي جواب لازم ارائه گردد .
ب- حضور نمايندگان نامزدها
1- وزارت كشور زحمات فراواني را متقبل شد تا با ايجاد سايت ثبت نام اينترنتي نمايندگان كانديداها ، بستري فراهم نمايد تا نمايندگان نامزدها بتوانند به راحتي مشخصات خود را وارد سايت نموده و براي تمام نمايندگان نامزدها كارت شناسايي رايانه اي صادر شود . بدين منظور در جلسه توجيهي مورخ 2/3/1388 با حضور نمايندگان كانديداها، سايت مذكور به آنها معرفي و آنان ضمن اعلام آمادگي از وزارت كشور به خاطر اين اقدام تشكر نمودند . اما در تاريخ 15/3/1388 به صورت غير مترقبه و با اظهار اينكه نمايندگان ما در شهرستانها با اين روش آشنا نيستند و در اين فرصت كوتاه نمي توانيم كار ثبت نام را انجام دهيم ، درخواست كردند تا صدور كارت شناسايي براي نمايندگان نامزدها به صورت دستي و سنتي صورت گيرد ، كه ستاد انتخابات كشور در جهت همراهي با آنان اين درخواست را پذيرفت .
2- به رغم همراهي وزارت كشور ، ستاد ايشان در معرفي نمايندگان ضعف داشت، به طوريكه حتي براي دادن فتوكپي شناسنامه و الصاق عكس به آن نيز مشكل داشتند و هر روز كار را به تاخير مي انداختند كه به عنوان نمونه مي توان به شهر تهران اشاره داشت.
3- به رغم همه اين موارد وزارت كشور تا آخرين دقايق و حتي روز انتخابات با آنان همراهي نمود و در نتيجه آقاي ميرحسين موسوي در 40676 صندوق از مجموع 45713 شعبه ، نماينده داشت كه حدود 90 درصد از صندوقها را شامل مي گردد ( اسامي و مشخصات آنها موجود است) و علاوه بر اين تعداد نمايندگان ايشان در شعب اخذ راي از تعداد نمايندگان ديگر كانديداها بيشتر بوده است يعني آقاي موسوي بيشترين نماينده نسبت به نامزدهاي ديگر بر سر صندوق ها داشته اند.
4- عبارت « هزاران گزارش تخلف» در نامه ايشان ، مصداق بارز كلي گوئي است در حاليكه در سراسر كشور و از همه شعب اخذ راي و از طرف همه نامزدها ، ستادهاي تبليغاتي ، نمايندگان نامزدها و هواداران آنها ، فقط 227 مورد شكايت مكتوب به هيات هاي اجرايي و نظارت شهرستانها واصل شد كه 207 مورد از آنها به دليل عدم ارائه مستندات مربوطه وارد نبوده و 16 مورد به دادگاه و 4 مورد به نيروي انتظامي ارجاع شده است.در مجموع،
20 مورد تخلف ارجاعي به دادگاه و نيروي انتظامي ، مربوط به اشخاص حقيقي است كه به عنوان مثال از سوي بعضي از هواداران برخي از نامزد ها،در ساعات پس از 8 صبح روز پنج شنبه 21/3/88 كه ممنوعيت تبليغات نامزد ها بوده، مبادرت به توزيع و نصب اقلام تبليغاتي نامزد مورد نظرشان نموده بودند.
ج- صندوق هاي سيار
درخصوص صندوقهاي سيار ايشان مواردي را گفته اند كه از كسي مانند ايشان بعيد است اينگونه آشكارا خلاف واقع بگويد :
1- ايشان ادعا كرده اند كه « طبق ماده قانون انتخابات رياست جمهوري تخصيص شعب سيار صرفا براي مناطق صعب العبور كوهستاني و مسافت هاي دور و نقاطي كه تشكيل شعب ثابت مقدور نيست تشكيل مي شود » اي كاش شماره آن ماده را ذكر مي كردند، تا با مراجعه به آن ماده معلوم مي شد كه تشكيل شعب سيار « صرفاً» براي مناطق صعب العبور و كوهستاني نيست و در ادامه ماده مربوطه چگونگي آن مشخص شده است.
آنچه در نص صريح قانون آمده اينگونه است « ماده 50 ـ هيأت اجرايي بخش با تصويب هيأت اجرايي شهرستان ميتواند براي مناطق صعب العبور و كوهستاني و مسافتهاي دور و نقاطي كه تشكيل شعب ثابت ثبت نام و اخذ رأي مقدور نيست شعب اخذ رأي سيار تشكيل دهد هيأت اجرايي شهرستان نيز مي تواند در صورتي كه لازم بداند نسبت به تشكيل شعب اخذ رأي سيار در مركز شهرستان و بخش مركزي اقدام نمايد …. » مي بينيم كه در نامه ايشان واژه صرفا« بكار رفته و دنباله عبارت نيز حذف شده است و اين روش تحريف قانون ، غير صحيح و غير اخلاقي است .
2- اي كاش ايشان مستنداً ، اعلام مي كردند كه در انتخابات رياست جمهوري هفتم ، هشتم و نهم چند صندوق ثابت شهري و چند صندوق سيار وجود داشته و حالا تعداد اين صندوق ها چه ميزان است ؟ ما اين اطلاعات را در سايت وزارت كشور رسما و شفاف و مبسوط قرار داده ايم .
طبق قانون و سيره مستمره ، شعب سيار ، نه تنها براي مناطق صعب العبور كه همواره براي مناطق شهري ، بيمارستانها ، پادگانها ، مناطق كم جمعيت و موارد ديگر تشكيل مي شده است.
به طور مثال در انتخابات رياست جمهوري نهم در دولت اصلاحات ، از مجموع 41071 صندوق اخذ راي ، تعداد 14102 صندوق آن سيار بوده است يعني 33درصد كل صندوقها ، در حاليكه در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري از مجموع 45713 صندوق تعداد 14294 سيار بوده است يعني 30درصد كل صندوق ها، پس ملاحظه مي شود كه درصد صندوقهاي سيار در اين انتخابات به نسبت دوره گذشته 3 درصد كاهش يافته است ! از طرفي متاسفانه حتي افزايش ميزان 7/11 درصدي تعداد صندوقهاي ثابت نيز مورد اعتراض طرفداران آقاي موسوي به جهت نگراني آنها از افزايش تعداد صندوق ها ، واقع شده است . لازم است اشاره شود كه براي تعداد 27958931 راي ( كل آراء ماخوذه دردومين مرحله نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ) 14102 صندوق سيار در دولت اصلاحات پيش بيني شده و اين در حالي است كه براي كل آراء ماخوذه دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري يعني 39371214 راي ، 14294 صندوق سيار پيش بيني شد و اين نشانگر عدم صحت مطالب مطرح شده در اين خصوص از سوي ايشان است.و اگر فقط افزايش مشاركت انتخابات رياست جمهوري دهم را نسبت به مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري نهم يعني افزايش از حدود 62 درصدي به حدود 85 درصددر انتخابات دهم را در نظر مي گرفتيم بايد تعداد كل صندوق ها معادل 41071ضربدر 85 درصد ،تقسيم بر 62 درصد يعني برابر 56307 صندوق و تعداد صندوق هاي سيار را معادل 14102 ضربدر 85 درصد تقسيم بر 62 درصد يعني برابر 19333 صندوق درنظر ميگرفتيم .
3- اشكال ايشان مبني بر افزايش صندوقهاي سيار در تناقض با اشكال ديگرشان مبني بر عدم ارائه امكان لازم براي راي دادن مردم است لذا شرط صداقت اين بود كه ايشان هم درخواست افزايش صندوقهاي ثابت و هم سيار را مي نمودند.چنانكه شرح آن با اعداد و ارقام اشاره شد.
د- در خصوص تعرفه ها
1- آقاي موسوي در نامه خود عدد واجدين شرائط راي دهنده را تعداد 45ميليون و 200 هزار نفر ذكر كرده اند كه آشكارا يك ميليون كمتر از تعداد واقعي است .كه همانگونه كه بار ها اعلام شده تعداد واجدين شرايط 46ميليون و 200 هزار نفر بوده است صرف نظر از اينكه جريان اصلاح طلب بار ها اعلام ميكرد كه تعداد واجدين شرايط بيشتر از اين هم هست.
2- ايشان پذيرفته اند كه به تعداد معقولي بايد تعرفه اضافه چاپ مي شد اما نگفته اند كه اين تعداد چند تا بايد باشد ؟
3- چاپ تعرفه اضافه ، كه طبق قانون و عرف انتخابات صورت گرفت ، بارها و بارها در مطبوعات و از سوي ستاد ايشان ، مورد تهاجم واقع شد . كه وزارت كشور در موقع خود پاسخ آنها را داد و بر اساس وظيفه قانوني و با توجه به ميزان مشاركت پيشتر پيش بيني شده اقدام به چاپ تعرفه كرد، تا با مشكل مواجه نشود .و طبيعي است تخمين دقيق و بدون خطاء تعداد راي دهنده در هر شهرستان و يا در هر صندوق امكان پذير نيست.
4- در اين دوره از انتخابات ، به منظور صيانت از آراء مردم ، كليه تعرفه ها داراي سريال مخصوص و كد اختصاصي استاني بود كه امكان جابجائي را از بين مي برد تا راي مردم با ضريب امنيتي بيشتري حفاظت گردد .
5- با توجه به شكوه و عظمت حضور ملت از ساعات اوليه در سر صندوقهاي راي، صفوف متراكمي تشكيل شده بود و به همين دليل نيز به كليه شعب گفته شد به محض آنكه تعداد تعرفه هاي باقيمانده به عدد 100 رسيد سريعا خبر دهيد و قبل از اتمام آنها، تعرفه هاي موردنياز براي آنها ارسال مي شد .
با اينكه تبليغات همه جانبه اي هم از سوي هواداران ايشان سازماندهي شد و به دروغ آشكار متوسل شدند كه قرار است در صندوق هاي مستقر در مساجد تقلب صورت گيرد ! و مردم را به سوي صندوق هاي مستقر در مدارس دعوت كردند .
6- با توجه به قانون انتخابات ، راي دهندگان مجاز هستند در هر نقطه اي از كشور كه بخواهند راي بدهند . لذا سيال بودن تعداد راي دهندگان، موجب مي شود تا نتوان دقيقا برآورد كرد كه در هر صندوق چند نفر مراجعه مي نمايند از اين رو در شعب اخذ راي ، با در نظر گرفتن آمار راي دهندگان در آخرين انتخابات در هر شهرستان و صندوق تعداد تعرفه متناسب تحويل داده شدو تنها تعداد معدودي از شعب اخذ راي با كمبود تعرفه مواجه شدند كه به سرعت تعرفه لازم تحويل گرديد .
هـ محدود كردن زمان راي گيري
محدود كردن زمان راي گيري نيزمانند بسياري از مطالب ديگر ايشان خلاف واقع است ، زيرا راي گيري به درخواست فرمانداران و با دستور وزير كشور ، چهار بار و تا ساعت 22 تمديد شد. لازم به ذكر است كه انتخابات رياست جمهوري نهم از ساعت 9 صبح شروع شده بود ولي انتخابات دهم از ساعت 8 صبح آغاز گرديد،(يعني يك ساعت زودتر)و طبق قانون تا ساعت 18 ادامه يافت و وقت دوم از 18 تا 19 تمديد شد و بار سوم از ساعت 19 تا 20 تمديد گرديد و بار چهارم از20 تا 21 تمديد شدو بار پنجم از 21 تا 22 تمديد گرديد و در نهايت نيز در اطلاعيه رسمي ستاد انتخابات كشور اعلام گرديد تا زمانيكه راي دهنده در مقابل شعبات وجود دارد افراد به داخل شعبه هدايت شده و از آنها راي گيري به عمل آيد ، به طوريكه در برخي از شعب تا پاسي از نيمه شب نيز راي گيري ادامه داشت .
و-انتقال صندوق ها به فرمانداري
آقاي موسوي ادعاي عجيبي ديگري نيزنموده اند كه مانند بقيه سخنان ايشان ، بدون استناد مي باشد.
ايشان ادعا نموده اندكه در مرحله شمارش آراء و تنظيم صورتجلسات در شعب اخذ راي ، هيچ نظارتي از سوي نمايندگان كانديداها وجود نداشته است ، در حاليكه نمايندگان ايشان در صندوق هاي اخذ راي تا پايان شمارش آراء و تنظيم صورتجلسات و امضاء فرم هاي مربوطه ، در شعب اخذ راي حضور داشته و اعداد و ارقام فرم هاي مذكور را يادداشت نموده اند و بر تمامي مراحل شمارش آراء و اعلام نتايج صندوق ها نظارت داشته اند . اين در حاليست كه تمامي صندوق ها با حضور اعضاء اجرايي شعبه ، نماينده فرماندار، بازرسان ، ناظران شوراي نگهبان ، محافظان صندوق ها و نمايندگان نامزدها شمارش شده است ، يعني موقع شمارش آراء حداقل 14 نفر در محل هر صندوق حضور داشته اند .
ايشان با ذكر نامه نمايندگان سه نفر از نامزدها ، ادعا كرده اند كه اين نمايندگان كه در ستاد انتخابات كشور مستقر بودند ، از جريان اعلام نتايج بي خبر بوده اند . اي كاش ايشان بدون عصبانيت ، لحظه اي در قانون انتخابات تامل مي كردند تا مي فهميدند كه ستاد انتخابات كشور ، صرفاً موظف است نتايج فرم هاي 28 ( اعلام نتايج شمارش آراء شهرستان ها ) را به نمايندگان نامزدها اعلام نمايد و ارائه نتايج فرم هاي رايانه اي واصله از شعب اخذ راي به اين افراد بر عهده وزارت كشور نيست . البته در راستاي اجراي قانون ، كليه فرم هاي 28 واصله از شهرستان ها بدون تاخير به اين نمايندگان ارائه مي شد. نكته قابل ذكر اينكه نمايندگان برخي نامزدها ، وقتي در ساعت حدود 6 صبح از ناكامي نامزدهاي خود مطلع شدند ، ستاد انتخابات را به اختيار خود ترك نمودند.
ز-نسبت دادن آرايش سبد آراء
- ادعاي ايشان در مورد عدم كسب اكثريت آراء نامزدها در محل تولدشان، ناشي از اطلاعات كذبي است كه به ايشان رسيده وگرنه بر طبق نتايج انتخابات كه در صدا وسيما نيز اعلام شده و نيز آماري كه هم اكنون در سايت پرتال وزارت كشور وجود دارد ،آقاي موسوي در زادگاه خود يعني در شهرستان شبستر ، آقاي رضايي در شهرستان لالي و آقاي احمدي نژاد در گرمسار حائز اكثريت آراء شده و آراء آقاي كروبي در شهرستان اليگودرز حائز بهترين نتيجه خود در كل كشور يعني در رتبه دوم قرار دارد .ضمن اينكه به لحاظ عقلي هم هيچ الزامي وجود ندارد كه حتما اهالي يك شهرستان به همشهري خود راي دهند.
و اما در مورد قسمت انتهايي نامه ايشان كه اشاره به تخلفات ادعايي مربوط به قبل از برگزاري انتخابات از قبيل استفاده از رسانه ملي،استفاده از وسايل نقليه دولتي،افتتاح پروژههاي عمراني ،پرداخت معوقه كاركنان دولت،توزيع سهام عدالت و امثال آنها را داشته است،لازم به ذكر است با اين گونه ادعا ها هيچ خدشه اي به راي مردم وارد نمي شود.
و در آخر آقاي موسوي بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه اگر خدمات دولت و مقدمات انتخابات را باعث ابطال انتخابات مي دانستند بايد از ابتدا با اعلام باطل بودن انتخابات در انتخابات شركت نمي كردند نه اينكه پس از عدم كسب راي لازم در انتخابات،موضوعات اتفاق افتاده ادعايي قبل از برگزاري انتخابات را بهانه اي براي ابطال آراء حدود 40 ميليوني راي ملت اعلام مي كرد.
رفتار آقاي موسوي اين ذهنيت را تقويت ميكند كه ايشان با اين هدف شركت كردند كه اگر موفق به كسب اكثريت آراء شدند انتخابات خوب است و اگر شكست خوردند انتخابات باطل و بد است. ازجناب آقاي موسوي خواستاريم به قانون و راي مردم احترام قائل شده و قانون گرايي را در رفتار خودشان نشان دهند.
والسلام علي من اتبع الهدي
آقاي موسوي! از كدام “امام ” سخن ميگوييد؟
خبرگزاري فارس:جناب آقاي موسوي، به گونهاي از امام(ره) و انديشه او سخن گفتهاند كه گويي چيزي جز مفهوم تحجر در بيانات و مكتوبات ايشان موجود نبوده است. حال آن كه التزام به خط امام التزام به تمامي مؤلفههاي آن است. برخورد گزينشي و يكسويه با انديشه و خط مشي امام از فردي كه بيش از همه از صداقت و اخلاق سخن ميگويند، شگفتانگيز است.
جناب آقاي موسوي، به گونهاي از امام(ره) و انديشه او سخن گفتهاند كه گويي چيزي جز مفهوم تحجر در بيانات و مكتوبات ايشان موجود نبوده است. حال آن كه التزام به خط امام التزام به تمامي مؤلفههاي آن است. برخورد گزينشي و يكسويه با انديشه و خط مشي امام از فردي كه بيش از همه از صداقت و اخلاق سخن ميگويند، شگفتانگيز است. البته هر فردي ميتواند انديشه و گفتار امام، يا مؤلفههايي از آن را نپسندد و پسند خود را نيز در چارچوب ضوابط در جامعه اظهار كند. اما آيا سخن گفتن از امام و خط او در عين مغفول گذاردن مؤلفههايي از سيره سياسي امام، برخوردي صادقانه است؟ آيا امام در طول حيات سياسي خود و بخصوص در 10 ساله رهبري نظام، تنها از تحجر سخن گفته بود و نسبت به آن حساسيت نشان ميداد؟ آيا اين امام نبود كه بارها و بارها نسبت به اجراي احكام اسلام تأكيد كرده و حساسيت نشان داده بود؟ آيا هم او نبود كه فيالمثل در جريان تعريض جبهه ملي به لايحه قصاص به سختي عليه ايشان موضع گرفت و حتي سخن از قرب ايشان به ارتداد گفت؟ آيا يك شخصيت خط امامي نبايد بهرهاي از حساسيت امام، نسبت به اجراي احكام الهي و ضديتهايي كه از سوي پارهاي از روشنفكران و سياستمداران عليه آن صورت ميپذيرد، به خرج دهد؟ آيا اين امام نبود كه عليه سلمان رشدي آنچنان كه همه ميدانيم موضع گرفت، آيا اين امام نبود كه بارها و بارها در مورد التقاط و انحراف فكري حساسيت به خرج داد و اعلان موضع كرد؟ آيا به راستي امام نبود كه حتي پيش از حركت انقلاب فرهنگي از دانشجويان مسلمان خواست كه دانشگاهها را در تراز فرهنگ اسلامي متحول كنند، آيا هم او بارها عليه فرهنگ استعماري و غربزده موضع نگرفت؟ آيا امام از ابتدا تا به انتهاي نهضت مقدس خود نظام جهاني سلطه را به چالش نكشيد و با ملل ستمديده اظهار پيوند نكرد؟ بلي ! امام اين كارها را بخردانه؛ مشروع، اخلاقي و منضبط صورت ميداد و اتفاقاً مطالبه ما از داعيهداران خط امام (و منجمله جناب آقاي موسوي) مطالبهاي توأمان است. يعني هم آن حساسيتها و دغدغهها را در گفتار و خط مشي خود بروز دهند و هم به مناسب بودن شيوهها توجه نشان دهند. آري امام عليه تحجر و ارتجاع موضع داشت اما اين موضع در كنار انبوهي از مواضع ديگر بود كه فوقاً به آنها اشاره كرديم ما از ديگران انتظار نداريم كه عين تعابير امام موضع بگيرند اما سخن بر سر اصل حساسيت و دغدغهها است كه بايد در گفتار و كردار يك شخصيت مدعي خط امام بروز داشته باشد. (چرا كه شرط صدق كلام ايشان اين است) مشكل اينجا است كه اصل اين دغدغهها و حساسيتها در خط مشي داعيهداران اين روزها غايب است.
تصور ابتدايي ما اين بود كه راه جناب آقاي خاتمي توسط برخي از كانديداهاي محترم و مشخصاً آقاي موسوي در حال پيموده شدن است. اقدامات يا تعللهايي هم از جانب ما از سر اصلاحگري صورت پذيرفت كه متأسفانه نه تنها بيفايده بود بلكه موجب اتلاف وقت و عدم روشنگري بهنگام شد. متأسفانه هر چه پيشتر آمديم، اين بيم شدت گرفته است كه مبادا وضع از آنچه تصور ميشود، هم وخيمتر باشد. در هيچ يك از ادوار انتخابات رياست جمهوري تا بدين حد شاهد شقاق و رودررويي نيروهاي اجتماعي و حاد شدن تقابل آنها با يكديگر نبودهايم. به نظر ميرسد كه سهم بيشتر در اين تقابل خصمانه از آن سنخ گفتار، پيامهاي القايي به جامعه و سياستهاي انتخاباتي كانديداهاي مورد حمايت گروههاي اصلاحطلب و مشخصاً جناب آقاي مهندس موسوي است. ايشان در طول فعاليتهاي انتخاباتي خود، از يك سو بيش از حد و به گونهاي غيرعادلانه نوك تيز حملات خود را عليه دولت فعلي گرفتند و نيروي اجتماعي هوادار آن را عليه خود تحريك كردند و به موضع تقابل تام و تمام انداختند (در صورتي كه در مراحل اوليه فعاليتهاي انتخاباتي ايشان مرزبندي بسيار ضعيفي ميان ايشان با نيروي اجتماعي هوادار دولت موجود بود). سخنرانيهاي يكسويه و ناهمدلانه جناب موسوي با لايه اجتماعي مذهبي و انقلابي در دانشگاهها نيز در اين زمينه مزيد بر علت شد (وضعيتي كه تا بدين صورت حاد در گفتار جناب آقاي خاتمي هم موجود نبود). از جانب ديگر پمپاژ ايدههاي نسنجيده، سطحي و غيرعلمي به عرصه اجتماعي همچون آنچه در طرح موضوع گشت ارشاد از ايشان شاهد بوديم، شاخكهاي برخي لايههاي اجتماعي خاص (كه كمترين پيوندها را با سبك زندگي اسلامي و انقلابي دارند) حساس كرده و آنها را به شكل انفجاري (و نه تدريجي و معقول) به ميدان سياست آورد. سياسي شدن بيش از حد، حباب گون، مصنوعي، تهييجي، احساسي و انفجاري، آسيبي است كه صرفاً در مورد يك انتخابات خاص آسيبزا نيست بلكه ثبات و نظم حداقلي جامعه را سست ميكند و ظرفيتهاي از هم گسيختگي اجتماعي را افزايش ميدهد. گو اين كه فضا را براي سربازگيري اغيار نيز فراهم خواهد ساخت.
ميتوان گفت گفتار جناب آقاي موسوي در دو حوزه سياست داخلي و فرهنگ ناسنجيدهتر و غير مسئولانهتر از گفتار آقاي خاتمي در دوم خرداد 76 تنظيم شده است. بخشي از مشكل در مورد آقاي موسوي، پديده سياسي – فرهنگي نامطلوبي است كه با بهره بردن از زمينههايي در گفتار شخص آقاي موسوي، حول ايشان شكل گرفته و بخشي ديگر از مشكل، ناظر به گفتار شخص جناب آقاي موسوي است كه به گونهاي نسنجيده، غيرمسئولانه و مهمتر از همه، غير مكتبي تنظيم شده است. ذيلاً به برخي از شواهد اين مدعا اشاره ميكنيم:
الف- استفاده از ابزارهاي پرريسك براي نيل به اهداف
مسئله كردن برخي موضوعات همچون گشت ارشاد گرچه به هر تقدير يك ظرفيت اجتماعي را آزاد كرده و ممد هدف ايشان خواهد بود، اما ناتواني در ارائه گفتار مكتبي در تراز انقلاب، اين ظرفيت را خوراك اغيار خواهد ساخت و ظرفيت آشوب را در جامعه افزايش ميدهد.
ب- طرح ايدههايي كه مرز روشني با ايدههاي سكولار ندارند
از اين قبيل ايدهها ميتوان از طرح فرهنگ غير دولتي از جانب آقاي موسوي ياد كرد. نياز به ذكر نيست كه حتي دولتهاي سكولار نيز داراي كار ويژههاي آشكار توليد هنجارند و در اين صورت، سخن گفتن از فرهنگ غيردولتي در يك حكومت مسلكي همچون جمهوري اسلامي، عجيب جلوه ميكند. همچنين از طرح ناصواب “اجتناب از تفكيك خود و ديگري ” ميتوان ياد كرد كه علاوه بر اين كه در تحليلي خوشبينانه نشان دهنده سادهانگاري واقعيتهاي ناگزير زندگي اجتماعي و سياسي است، در تباين با سياستورزي مكتبي ارزيابي ميشودكه به ناگزير “خود و ديگري ساز ” است (بگذريم از آن كه اين تفكيك، لازمه هر مسلك و نظام سياسي ولو ليبرال ميباشد).
ج- برخي ديگر از ايدههاي جناب آقاي موسوي، نماينده بيعنايتي ايشان به ادله تشكيل حكومت اسلامي است
در مورد برخي معضلات فرهنگي آقاي موسوي نصيحت يك پدر بزرگ را مؤثرتر از ابزارهاي جابره و زاجره حكومتي شمردهاند. اما ايشان عنايت نفرمودهاند كه اگر قرار بود صرفاً به ظرفيتهاي سنتي براي تحكيم احكام، اخلاق و عقايد اسلامي در جامعه اكتفا شود، اساساً چه نيازي به تشكيل حكومت بود. مگر امام و ديگر بزرگان در بحث از ولايت فقيه ضرورت وجود متولي براي اقامه حدود را از دلايل تشكيل حكومت اسلامي در عصر غيبت نشمردهاند؟ اگر فلان ابزار حكومتي ناكارآمد بوده باشد، دليل بر اين نيست كه از نقش حكومت در بهسازي فرهنگي و ضرورت ارائه برنامه در اين زمينه غفلت شود. وانگهي توجه دادن حكومت به كارگشا بودن نصيحت پدربزرگها در حل معضلات فرهنگي، خبر از بياعتنايي به تحولات اجتماعي، پيچيدگي جامعه امروز و ميزان تأثير نهاد خانواده بر فرزندان اين زمانه ميدهد.
د- مشروعيت بخشيدن ناخواسته به ناهنجاريها
با تخفيف و تنازل ميشد از جناب آقاي مهندس موسوي پذيرفت كه برخورد با برخي ضد ارزشها در جامعه را در حد توان خود نبينند و اساساً متعرض آنها نشوند. مثلاً ميتوانستند نفياً و اثباتاً متعرض بحث حجاب نشوند اما ايشان اين چنين نكردند و به گونهاي يك سويه به اين مسئله پرداختند و از قبل اين پرداختن يكسويه، فضايي پديد آمد كه عاملين برخي ضد ارزشها گمان برند كه چندان هم كار نادرستي انجام نميدهند و مرتكب منكري نميشوند. برخي اظهارات نامناسب از سوي همسر جناب آقاي موسوي در مورد مسائل زنان بخصوص تجليل اغراقآميز و غيرمسئولانه از برنده ايراني جايزه صهيونيستي صلح نوبل، از اين پيامد سوء برخوردار بوده و هست كه رويكرد خاص برنده مزبور و نحوه رفتار ايشان در كشف حجاب و برتري دادن به قوانين بشري بر قوانين الهي، نزد جوانان كم اطلاع مشروع و به هنجار انگاشته شود. ايشان در اين زمينه هم ميتوانستند نفياً و اثباتاً متعرض شخصيت ياد شده (يعني برنده جايزه مزبور) نشوند اما پرداختن اينچنيني به نامبرده؛ در راستاي كوشش برخي براي شخصيتسازيهاي كاذب براي جامعه ما قرار ميگيرد.
ه- مسئله كردن شبهه مسئلهها
مقصود از شبهه مسئلهها، موضوعاتي است كه اساساً مسئله نيستند و صرفاً در مورد آنها توهم مسئله بودن ميشود يا آن كه خود، مسئله نيستند، بلكه نتيجه يا لازمه موضوعاتي ديگرند كه فيالواقع آنها مسئلهاند اما مورد غفلت قرار گر فتهاند. به عنوان نمونه ميتوان از تأكيد مفرط و سطحي بر موضوع دانشجويان ستارهدار يا طرح مسئله گشت ارشاد يا تلويزيون خصوصي يا تحذير و اعتراض نسبت به عدم تعدي به حوزه خصوصي افراد يا نقد شيوه سركوبگرانه در مورد حجاب از سوي همسر جناب آقاي موسوي ياد كرد. اين همه، نشان دهنده اين است كه تحليلي واقعبينانه، منصفانه، همهجانبهنگر و مكتبي از آشفتگيهاي سياسي- فرهنگي موجود، مبناي گفتار جناب آقاي موسوي قرار نگرفته است.
و- بي عنايتي به مسائل واقعي
در اين زمينه ميتوان به مسئله استضعاف اشاره كرد. استضعاف در بافت معنايي قرآني، مفهومي پرمايه و چندجانبه است كه “فرودستي نا به حق از حيث منزلت ” را نيز در بر ميگيرد (و لذا بانوي عفيفه و محجبهاي كه در يك محيط اجتماعي به جهت التزام خود تحقير ميشود، مصداق بين مستضعف است) در اين صورت، كانديدايي كه به مسئله استضعاف توجه دارد، بايد به اين فرودستيهاي نابهحق در عرصه اجتماعي بيتوجه نباشد. (يا حداقل به آنها نيز توجه كند نه اين كه محور گفتار خود را به صورت يكجانبه بردغدغههاي طرف مقابل گذارد). باز هم در اين زمينه ميتوان از بيتوجهي به ابعاد فرهنگي سرمايهداري و حتي در پيش گرفتن خط مشياي ياد كرد كه تقويت كننده ابعاد فرهنگي سرمايهداري است.
جناب آقاي مهندس موسوي چند بار (كه البته نسبت به ديگر نقاط تأكيد ايشان اقلي است) در تقبيح جامعه سوداگر سخن گفتهاند. حال سؤال اينجا است كه آيا جامعه سوداگر از فرهنگ، سبك زندگي و پايگاه اجتماعي متناسب با خود برخوردار نيست؟ و آيا ايشان با آنها درگير شدهاند يا ناخواسته با آنها پيوند خوردهاند؟ در حوزه اقتصاد نيز در بحث از شرايط منجر به استضعاف، مسئله “ساختار استثماري ” در گفتار جناب آقاي موسوي مغفول بوده و ظاهراً به مشهوراتي از قبيل خصوصيسازي تمكين كردهاند.
ز- در نقد نارساييها در عملكرد دولت فعلي و طرز رفتار دولتمردان، منصفانه برخورد نشده و تصويري يكجانبه و معوج به مخاطبين ارائه ميشود.
عادلانه نيست كه خلافگويي و بيضابطگي و بيصداقتي و ساختارشكني به نحو غيرمنصفانه در دولت فعلي متمركز شود. تو گويي كاخ رفيع اخلاق تا پيش از اين به دست باكفايت برخي در جامعه ما قد برافراشته بود و اين دولت است كه كمر به هدم آن گمارده است. خير! حريم اخلاق در جامعه ما قبلاً هم كمابيش با تعديهايي مواجه بوده است؛ در اين زمينه هم احساسي و يكسويه نبايد برخورد كرد و اين تعديهاي ضداخلاقي را بايد از همه جوانب در نظر گرفت. بخصوص آن كه بخش بزرگي از اين تعدي غيردولتي است و از فرهنگ عمومي جامعه برميخيزد. گروههاي مخالف نظام از ملي – مذهبي گرفته تا غير آن نقش پررنگي در اين قبيل تعديها داشتهاند. تأكيد ميكنيم كه سخن بر سر ناديده گرفتن اشكالات دولت نيست بلكه مقصود، التزام به همهجانبهنگري و انصاف است. خوشبختانه حافظه تاريخي ما هنوز از كار نيفتاده است؛ بازي با آمار (بخصوص در زمان جناب آقاي هاشمي رفسنجاني)، برخي پنهانكاريهاي نابجا و بيضابطگيها و بيصداقتيها در گذشته هنوز در يادها است. گروهي كه امروز از اخلاق سخن ميگويند، در گذشته، عملكرد مناسبي نداشتند. از اين رو، ريشه برخي از نابهنجاريهاي موجود را بايد در گذشته جست. وانگهي، آيا ميتوان بسياري از خلافها را از مؤتلفين امروز خود ناديده گرفت و در مورد طرف مقابل فرياد برآورد؟ آيا ميتوان رقيب انتخاباتي را بيادب خواند اما خود در مقابل طرف مقابل گفت: “دولت كفبين و رمال نميخواهيم؟! ”
5- در مورد اهميت و ميزان تأثيرگذاري انتخابات در تحولات سياسي فرهنگي يك جامعه و مشخصاً جامعه ما در مقطع كنوني نبايد اغراق كرد. اغراق در اين زمينه موجب ميشود كه از نارساييها و عيوبي كه خاص يك جناح، گروه، شخص و جناح نيست و تقريباً در تمامي گروهها و جناحهاي ديگر مشهود است، غافل شويم علاوه بر اين كه وظيفه اصلي خود كه كارفكري، سازماندهي اجتماعي و خيز برداشتن براي تحولي مؤثر و اصولي و در تراز آرمانهاي انقلاب در عرصه سياسي است را از ياد ببريم و در دام منازعات مقطعي و زودگذر بيفتيم، از ديگر آفات اغراق در اهميت انتخابات و اصالت بخشيدن به آن (و آن را فرع چالشي بنياديتر نديدن) اين است كه هويت ما به عوض سامان يافتن حول اصول و ارزشها، در قالب هويتهاي انتخاباتي و حول يك كانديدا يا جناح شكل بگيرد. در چالش انتخاباتي موجود ما با يك مشكل اصلي روبهروييم. مشكل اصلي مجموعهاي از ايدههاي سطحي سنجيده، غيرمسئولانه غيرعلمي، عوامپسند و مطابق با ذوق زمانه است كه خطمشياي غير عقلاني و تهييجي را در عرصه اجتماعي پيشه كرده و مخاطبين بسيج شده آن در حيطه اجتماعي از بيشترين ميزان تمايلات گريز از مركز نسبت به مخاطبين ديگران برخوردارند.
مشكل اصلي پديدهاي است كه اين روزها به اسم اصلاحات يا گفتمان مستقل عرضه ميشود و مسائل واقعي انقلاب و جامعه را مغفول ميگذارد و توده وسيعي از اجتماع را آماج آسيبهاي فرهنگي و سياسي خود ميسازد.
* اميرحسين تركش دوز( مسئول سابق دفتر مير حسين موسوي و معاون اسبق مؤسسه مطالعات دين و اقتصاد )
http://www.enghelabe3.blogfa.com/
من نصف این مطالب نوشته شده رو بیشتر نخوندم چون اصلا خوندن آنها رو در شأن خودم ندونستم.آی آدمی که حرف از دروغ میزنی و نفرین میکنی کاش میدونستی یه کم اونورترت داره چی میگذره . بهت توصیه میکنم حداقل برا بالابردن شعور خودت(البته اگه داشته باشی )یه کم تحقیق کن. بخواه حقیقت رو بفهمی. بفهم کیا نقاب زدن و با پشتیبانی امثال تو دارن فقط حرف میزنن. من تا قبل از انتخابات طرفدار احمدی نژاد نبودم تو تمام جلسات تبلیغاتی موسوی و کروبی هم شرکت کردم. حالا خدا رو شکر میکنم که مثل خیلیا گول حرف و پارچه سبز و دروغای واضح رو نخوردم و رأی به کسی دادم که میدونم خودش رو مسئول میدونه. کسی که تو سایت طرفداراش حرفای دلسوزانه اباما رو کنار سخنان موسوی میاره و توجه میکنه معلومه چه آدمیه و چه قدر دلسوز انقلاب. تو که دنبال شایعات و خرافات و دروغایی هستی که توسط دیگران منتشر میشه چرا انقدر کور شدی که دروغایی که چشم تو چشم بهت میگن رو نمیفهمی؟ چرا میگین دین باید از سیاست جدا باشه؟ اگه تو شناسنامت نوشتن دین:اسلام/مذهب:شیعه مرد باش یا برو خطش بزن یا ببین چی میگه .ازت چی میخواد.
وحالا روی صحبتم با شماست دکتر همیشه برایتان دعا میکنم و آرزوی صبر و توفیق در انجام امور و خدمت به انقلاب را دارم.اللهم عجل لولیک الفرج
EMAM ZAMAN ZOHOOR KE KONE MALOOM MISHE SARE SOFREYE KI MISHINE HAMOON TORI KE AJDADESH MISHESTAN
باشید تا صبح دولتتان بدمد. ای آنانی که همین جوری حرف میزنید.
خدا را شکر ، که عمری داشتیم و اسلام ناب محمدی را دیدیم . عطوفت و رافت اسلام را هم متوجه شدیم که چه جوری شامل ملت ایران شد . وای به اوناهای که به اسم آخر زمان بودن هرکاری که بخواهند میکنند . به آن خدای واحدی که همه به نوعی قبولش دارن امام زمان اگر هم به لطف خدا بیاد ، من فکر نمیکنم برایی کسانی بیاد که اینطور به مردمش داره به اسم اون حضرت ظلم میشه ، بیاد. شاید این جمعه بیاید ، شاید
به امید برچیده شدن بساط متحجرین و خوارج و مسامحه گران وطن فروش روزگار
لازمه تا تمام احمدی نزادی هائی که دم از عدم تقلب میزنن بدونن ، که هیچ فرمی را نامیندگان کاندیدا ها امضاء نمیکنند . اصلا اجازه ندارند که امضا کنند و اگر چنین فرمی وجود داشت کسی نمیتوانست ادعا الکی بکند. کسانی که نیاز به مدرک دارند1 ) برند مصاحبه رییس باز رسی کل کشور را بخوانند ، وبعد مستندات همان صحبت ها را در تصاویر گرفته شده از اشخاصی که در حال شمارش آرا میباشند و در اینترنت نیز موجود هست را کنار هم بگذارند . مطابقت بدهید . 2 ) مصاحبه های علمائی که از خواص هستند و قبول دارند و آنها را میارن تو تلویزیون را مطالعه کنید
سلام اولا من خیلی خوشحال شدم که آقای دکتر تونستن بر رقیب بی شخصیتشون غلبه کنن بعضی وقتا که با خودم فکر میکنم ناراحت میشم چون ایران دیگر همچین رئیس جمهوری به روی خود نخواهد دید اقای دکتر دلسوز ملت وایران عزیز هست ای کاش قانونی تصویب میشد که محدودیت مدت رئیس جمهوری بر داشته میشد من لازم میدانم بعضی نکاتی را بگم بهضی از مردم میگوین مخالفان اقای دکتر زیادن خوب باید در جواب بگم اینطور نیست این انتخابات با بقیه فرق داشت در دوره های گذشته مردم یکدست بودند و اگر کاندیدای مورد نظر کسی رای نمی اورد مردم در مورد کاندیدای دیگر بی تفاوت بودن اما این بار مردم با کارشکنی رسانه های غربی دو دسته شدن و در مقابل یکدیگر قرار گرفتن و همچین به نظر رسید مخالفان اقای دکتر زیادن اما چنین نیست من خودم دانشجوی مهندسی کامپیوتر هستم ولی برای این دانشجوها متاسفم چون به نظر من خیلی کوته فکرن همه جا اکثریت نشانه ی برنده بودن نیست مثلا اکثر دانشجوها از استاد با سواد و سخت گیر بدشون میاد و از استادی که بی سواده و نمره میده راضین حالا باید این استاد با سواد را اخراج کرد که اکثریت از تو ناراضین ؟ من به خیلی از این دانشجوها میگفتم چرا به اقای موسوی رای میدین ؟ مى گفتن میتونیم با دخترا بگردیم واقعا خنده داره ایا این شد هدف؟ این مهمترین مشکل جوانان است؟ در ادامه ی مطلب باید بگم اخیرا این سی دی هایی که علیه اقای دکتر پخش شده بودکه احتمالا ساختگی بود اگر فرضا درست هم باشه فقط مسائل حاشیه ای بودن و من با دیدن این سی دی خیلی از کاندیداهای دیگر متنفر شدم ببینید این ریاست چه شیرینه که این کاندیداها نشستن و این سی دی را اماده کردن خدا وکیلی اقای موسوی در این زمینه دانشمندن با این سی دی نمیشه کسیو در دادگاه محاکمه کرد نمیشه کسیو به زندان انداخت پس جزو مسائل حاشیه ای هست من اول فکر میکردم در این سی دی قتل خواهم دید وقتی نگا ه کردم خندم گرفت در ضمن مگه کسی در این دنیا پیدا میشه که دروغ نگفته باشه حتی اقای موسوی هم در زندگیش دروغ هایی گفته ولی مطمئنم اقای دکتر هیچ دروغی نگفتن و قسم هم میخورم اینا هم مسائل حاشیه ای هستن بهضی از مردم میگن کو بیست و چهار میلیون مردم در اینجا باید بگم بیشتر طرفداران دکتر از روستاها و شهرستان ها و اقشار کم درامد جامعه هستن و ما مثله اقای موسوی نمیتوانیم این ها را بیاریم تهران و همشونو که در ایران بزرگ پرا کنده شدن جمع کنیم و به بی بی سی نشون بدیم اما از انجا که طرفداران موسوی در تهران زیاد بودن سریع توسط مبایل های منافقین به بی بی سی ارسال میشدن اکثر بازاری ها و دلالان مسکن از اقای دکتر ناراضین چون دیگه نمیتونن بخوابن و فرداش زمین 10 برابر گرون بشه همه دنبال نفع خودشون هستن و اقای دکتر تونستن فاصله ی طبقاتی رو کاهش دهن پدر من دبیر بازنشسته هست مادر منم معلم شاغل هست قبل از دوران دکتر روی هم کمتر از سیصد هزار تومان دریافتی داشتن و وضع وحشتناکی بود اما الان روی هم بیشتر از یک میلیون تومان دریافتی دارن و قدرت خریدمون زیاد شده گرچه بعضیا این افزایشو به دوران خاتمی نسبت میدن اما باید بگم که به تصویب نون نمیدن اجرا مهمه و اما در مورد انتخاب مشایی که انتخاب به جا و شایسته ای بود واین نشانه ی این بود که اقای دکتر طرفدار حق هستن هر کسی جای دکتر بود برای حفظ طرفدارانش که از مقام های دولتی هستن این انتخاب را نمیکرد به نظر من نظر سنجی سایت هم اشتباه بود چون برای تضعیف دکتر طرفداران موسوی نظر داده بودن و حامیان دکتر چون اقشار ضعیف جامعه هستن دسترسی به اینترنت ندارن و کسانی که با اقای مشایی مخالف بودن چون موقعیتشان به خطر افتاده بود و این افراد سخت در اشتباهن اقای قطبی در نظری که دادن گفتن ادم های موفق دشمنان زیادی دارن و براستی این در مورد دکتر صدق میکنه در یکی از روز نامه ها خواندم پدر مادر روسی به علت علاقه ی زیاد به اقای دکتر اسم فرزندشان را محمود احمدی نزاد گذاشتن من میدانم اقای دکتر با خودش فکر میکند که بعضی چیز هایی هست که تفیهم کردنشان به دیگران سخت است و براستی همین طور هست اقای دکتر قوی وشجاع باش و نترس ما تا اخرین نفس حمایتت میکنیم اموزش پرورشی ها یکی از حامیان اصلی شما هستن در پایان از زحمات رهبر عزیز مان که انسانی کامل و فرزانه هستن تشکر میکنم و برای ملت و رئیس جمهوری و رهبری ارزوی موفقیت میکنم خدا نگه دار همهی شما باشد من از اهالی یکی از شهرستان های اذربایجان شرقی هستم
میتونم بگم الن با داشتن لیسانس شش ماهه دارم میگردم ولی کار حتی در پایینترین سطح هم نیست . با تشکر از دولت نهم
دیگه همه میدونن تو دنیایی که اعلام شده هر کی زبان انگلیسی و کامپیوتر بلد نباشه بیسواده لیسانس هم دیگه ارزشی نداره. شما یا درست رو ادامه بده یا خوب بگرد چون خیلی جاها تقاضای استخدام به درودیوار و روزنامه ها زدن. پس کار هست اما برا کسی که کاربلد باشه و بخواد کار کنه.
هیچی اقای علیرضا خان …فقط میخواستم بفهمم چقدرحالیته که دیدم هیچی متاسفانه ……ولی ااگه موسویم به دردنمیخوره احمدی نزادم دوزار نمی ارزه..میبینی که چه کرده بامملکت ومردمش..
مثل اینکه فکر نکردی
سلام
ای کسی که نظر خودت رو با نام زنان ایران نوشتی من و رفیقم به عنوان زنان ایرانی از همین جا محکم توی دهنت می زنیم.با این حرف دهنت نجس شده اگه مسلمونی برو اب بکش 3 بار.چقدر کوته فکری که برتری رو به رنگ پوست میدونی.توبه کن وقت داری تا نمردی.
اگه جنايتاي احمدي نژادتودانشگاه مي ديدن ديگه اون وقت مي فهميدن ريس جمهوركيه وطرفداري نمي كردن دوست دارم ازرهبربپرسم آدم كشي چه مزه اي داره كاش سرپسرشو جلوچشمش مي بريدند
http://www.youtube.com/watch?v=0N1vsm1GCro
آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
حضرت امام خميني ميفرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازميدارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار ميدهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد ميكند و ولايت را از حاكمي كه ميخواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط ميسازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط ميگردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».
آآآآآآآآآااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااة !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از دست اين موجود 2پا
وقتي به ساده دلي دوستايي كه نظر دادن فكر ميكنم مخم صوت ميكشه.
مرگ بر خامنه ای احمق دیکتاتور و احمدی نزاد گاو صفت بی شرف خرو انتر
اقانیما یه کم خوشگلتر صحبت کن
این حرفا همچین مال احمدی نزاد نیستا. یعنی مخصوص ایشان نیست ایشون یه مهر ه اس که تا زمانی که به کار میاد ازش استفاده میکنن (تیر خلاص زن پس کی باشه؟؟ )مثل ملت غیور در 8 سال جنگ که باید رو مین مرحمت می فرمودن …یادمون باشه وقتی عکس خمینی رو در ماه دیدیم کلی ذوق کردیم !!!!!!
البته مشکل احمدی نزاد ها اینه که هنوز در دهه ی 60 زندگی میکنه و مثل اقای موسوی ایناپوست اندازی نکردن (بلا تشبیه مارو افعی )
مريم چيزم تو دهنت گو نخور
ديوونه همون ك….ك.ش… خمين.ي اومد جنگ شروع شد شهيد داديم
وقتي مملكتمون انقدر خر داره……………………………
اتحاد سبزي ك..و..ن اينارو پاره كنيد مجال حرف زدن بهشون نديد مثل لاله
سروش باشه بزاربه قول خودت …پاره کنه ولی به این فکرکردی بعدش چی میشه …هیچ فکرکردی بعدش چه جوری رومون میشه توچشای خونواده های شهدامون نگاه کنیم…هیچ فکرکردی علاوه براینکه این دنیامون روبه گا دادیم اون دنیامونم خراب کردیم…هیچ فکرکردی بعدا چه جوری تواون دنیاتوی چشای شهدانگاه کنی..میخوای چی بگی..البته اینم بدون منووخانوادهم ازطرفدارای اقای موسوی هستیم که حتی توی شهرخودمون برای ایشون ستادهم زدیم…ولی این راهش نیس..درست نیس به بعضی کسا تهمت های ناروابزنیم..تاحالافکرکردی اگه همین خامنه ای نبود چی میشد ..الان منووتوزیردست یه عده بی ناموس بی همه کس بودیم که نمیتونیستیم نفس بکشیم …
عزيزم من خودم بچه خرمشهرم بابام برا همين مملكت جنگيد
اما چي شد………………
جنگو كي درست كرد شاه
عزيزم شاه رفت خميني اومد جنگ شد
انقدرم از شهيدا نگين تا تقي به توقي ميخوره ديگه نميدونين چيكار كنيد سريع پا شهيد و ميآري وسط
ي مشتم رفتن اونجا چاي خوردن الان سرهنگ شدن
حالا يكي خايه داره بياد از شهيد بگه
تازه داره باورم میشه طرفدارای انتری نژاد یکپارچه گاو تشریف دارن
فکر می کردم خودشونو به گاوی میزنن ولی دیدم نه انگار
مطمئنم ا.ن پیش خودش میگه : تاخرهست باید خرسواری کرد
(بسیجی هاوسپاهی هایکم فکر کنید این حکومت استبداد دینی است،چشمو گوشتونو بستین )
ساسان جون منظورت سروش مگه نه
ساسان نماد موسوی هاست انتر بابات
کیر تو دهن همتون از اول تا آخر
ختم جلسه اعلام شد ! !!!!!!!
سلام به اقای احمدی نژادو طرفداراش
اگه همگی دوستان توجه کنن طرفداران میر حسین ارازل و اوباش هستند
پس حواستون رو جمع کنین
سلام عمو محمود احوالت چه کارا میکنی
اگر میشه به این شماره زنگ بزنین
حالا اگه میشه شماره رو یادداشت کن حتما زنگ بزنی باشه
08314298110
لطفا مدارس کرمانشاه روهم تعطیل کنید
آخه تا حالا 300نفرآنفولانزا گرفتن
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنبم آباد
(o:0)
جالبه كه تعريف ارازل و اوباش در عرض 30 سال عوض شده!!! حالا قشر روشنفكر جامعه را اراذل و قشر بي سواد فالانژي كه سوار بر مورتور هزارها براي مردم زنجير مي چرخانند تا اين نظام را حفظ كنند را روشنفكر مي نامند ……………بالاخره يك روزي مي شود كه همه چيز روشن شود …. بابا چقدر شما روشنفكريد … ما قدرت درك امثال شما را پيدا نكرده ايم !خدا به دور …..
جناب ةقاي ريئس جمهور باسلام واحترام خواستم به استحضارشمابرسانم كه متاسفانه مديريت شما خوبه ولي مديران شمامديران بي كفايتي هستند نمونه دراستان گلستان استانداري گلستان تبعيض وبي عدالتي بيدادميكند مديران همه پاسداروبي تجربه درذهن آنها فقط جبهه وخاكريزاست وازمديريت وسازندگي چيزي نميدانندوآمده اند كه پول بيت المال را به جيب خود بزنند وهركسي راكه ميخواهند بدون هيچ قانوني استخدام ميكنند معاون سياسي دامادش را بدون استخدام جذب نموده ومسئول دفترخودنموده وياميركل سياسي پسرش راازراه كه امده استخدامش كرده متاسفانه پاداش هاي كلان سهم مديران است نمونه بن ورزش 500هزارتومان وكارمندان 30هزارتومان واگركسي اعتراضي بكند سريع تصميم به تبعيدآن به نقاطدورافتاده ويا بدون هيچدليلي حكم وي را تعديل مي نمايند جناب آقاي رئيس جمهور نمونه هاي بي عدالتي خيلي زياداست كه ميتوانيد بازرسي كل كشور مامور به بررسي نماييد استانداربسيارفردي بي لياقت وبي تجربه است وفقط دنبال حفظ كردن پرستيژخود ازمحافظ و….كه هيچ جاي دنيا چنين باديگاردهاي وجود ندارد مگرمردم بيكارهستند چنين كسي رابراي استان كاري جز قفل نمودن اقتصاد استان و… بلدنيست آسيبي بوي برسانند فحشا وفساد وبيكاري بيدادميكند آقاي رئيس جمهور شام وناهاراين آقايان فلان تومان هزينه دارد چراپيگيري نميكنيد ازمسئول دفتراستانداركه فردي معتاد است درهمه زمينه ها دخالت بيجا وخط مشي ميدهد چرا بايد چنين باشد ازشماسئوال داريم مگردراستان گلستان هيچ كس پيدانميشود كه استاندارشود فردي باشد كه ازهمان استان باشدواگاهي كامل به وضع استان داشته باشد ومدير ويا معاون مديركل اداري مالي سفرمكه وسوريه و…ميرودوماموريت بربيش مينويسند واضافه كار فيكس و… چرابي عدالتي اينقدردراين استان توسعه نيافته كه بايد رونق يابد متاسفانه چنين است موارد زياداست كه خارج ازتوان است خواهشمنديم پيگيري وبررسي گردد واحقاق حق شود باتشكر جمعي ازكاركنان مظلوم وستمديده استانداري استان گلستان به اميد سربلندي كشورمان ايران و توفيق روزافزون براي ما وشما دوستت داريم