شکنجه حسین پناهی، معلم محکوم به اعدام

20 07 2008

انور حسین پناهی، معلم محکوم به اعدام در بند، در زندان مرکزی سنندج مورد شکنجه های سعبانه یِ مأمورین و مسئولین زندان قرار گرفته است.در این گزارش آمده است که، انور حسين پناهي ، معلم سابق مدارس منطقه ي ليلاخ و فعال مدني شهرستان دهگلان که از سوي دادگاه انقلاب شهرسنندج به اتهام محاربه و اقدام عليه امنيت ملي محکوم به اعدام شده است ، روز شنبه مورخه 24/4/1387 بعلت جراحات ناشي از شکنجه در بازداشتگاههاي قروه و سنندج ، به علت تحليل قواي …جسماني بيهوش و به يکي از بيمارستانهاي شهر سنندج منقل مي گردد ،آقاي پناهي پس از 24 ساعت بستري شدن و قبل از بهبودي کامل دستبند به دست با وضعيت جسمي و روحي بسيار وخيمي به زندان مرکزي سنندج بازگردانده مي شود.

بي توجهي به نياز پرشکي اين زنداني وجداني باعث گرديده است تا نامبرده در شرايط بد جسمي و روحي قرار گيرد ، انور حسين پناهي، 36 ساله ، داراي سه فرزند خردسال مي باشد و نزديک به يکسال است همراه با “ارسلان اوليايي ” در بند مي باشد.

مردم روستاهاي منطقه ي ليلاخ شهرستان دهگلان طي چند روز گذشته با جمع آوري طوماري با بيش از 4000 هزار امضا ،ضمن پشتيباني از آقاي حسين پناهي ،خواستار لغو حکم اعدام وي از سوي مقامات قضايي و امنيتي کشور شده اند . همچنين جمعي از دانشجويان سنندجي نيز طي بيانيه اي خواستار لغو حکم اعدام وي گرديدند.

 


کارها

اطلاعات

2 جواب

24 07 2008
arash hossin panahi

با سلام و خسته نباشيد من از همشهريان اقاي انور حسين پناهي مي باشم ايشان داراي دو برادر و تعدادي فاميل عضو كومله مي باشد كه با مشاركت او پاييز 86 برادرش و چند نفر ديگر با كمك اوليائي اقدام به كشتن دختر 13 ساله بيگناهي نمودند كه جرمش اين بود كه عمويش بسيجي مي باشد . انور حسين پناهي فرزند ميرزا مام گرگ بوده كه هيچ وقت معلم و فرهنگي نبوده و تا چند سال پيش راننده پيكان شخصي بوده و بعد از ان كشاورزي مي كرد و انور حسين پناهي فرزند مرتضي معلم مي باشد و اكنون در سنندج شاغل مي باشد و براي تحريك مردم اين دو نفر را قاطي كرده اند . چرا از كشته شدن دختر 13 ساله توسط او و برادرانش چيزي نمي نويسند ؟

22 06 2009
مهشید لیدا

برفرض که کسی مرتکب رفتاری شده باشد که ناقض قانون به شمار برود و برفرض که اتهام او در یک دادگاه صالح و توسط قضات صالح و ضمن برخورداری از حضور یک یا چند وکیل به اثبات برسد، دیگر جنایتی چون شکنجه کردن یک زندانی در زندان و در شرایطی که هیچ امکان دفاع از خود ندارد یعنی چه؟ این همه وحشیگری و جنایت کاری برای چیست؟ جز این است که رژیم اسلامی احمق ترین ها و وحشی ترین ها را در زندان هایش به خدمت گرفته، کسانی که اگر به استخدام رژیم در نمی امدند، حتما ضروری بود که در تیمارستان های روانی بستری می شدند همان گونه که در جامعه های سالم برای افراد ضد اجتماعی تدابیر خاصی اندیشیده می شود. به امید ایران ازاد و پاک از حاکمیت احمق ها و اراذل.

دیدگاه‌تان را بنویسید: